یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل

دیدگاه ها (۰)

بعضي فكرا اومدن كه فقط چاییشون

من تو را می نوشتم وقتی که همه

او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود..

صبح ها بیشتر از نور

هیچ رهگذری بی سبب ازکوچه ی جانت نمی گذرد.

آن تکه ابرم که پس از یک عمر دلتنگی

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

#بفرست_براشبعد از تو... عطر تو کوچه تو شهر تو را دوست داشتمب...

به نام خداوندِ دانا خداوندِ هوشخداوندِ روزی دهنده‌ی عیب‌پوش....

بِیا و دَستِ مَرا... این وَبال بَر شانهبَدَل بِه بال کُن اِم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط