چایِ لب‌سوزی مهیّا کرده بود

چایِ لب‌سوزی مهیّا کرده بود
اخم‌هایش را کمی وا کرده بود

بویِ چای و قهر، در هم ریخته
«دلبری را خوب معنا کرده بود...»
**#اریو *
دیدگاه ها (۰)

کپشننننننن😫🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و دو یه قدم به عقب رفتم که اخ...

زمستانی با توتک پارتی࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘...

🌸امروزم بوی آرامش می دهد، بوی یک احساس خوب . یک احساس که قلب...

پارت ۱۷ «خواهش میکنم....هققق...یونگی آروم باش...هقق»نفس عمیق...

پارت 2

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۳۴: «دعوای کوچیک» 🤍🖤آتسوشی و آکوتاگاوا س...

قسمت ۸ فردا صبح، وقتی جونگ‌کوک با سردرد از خواب بیدار شد و ر...

راز خون پارت سوم

طبیعت

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part35 ولی یهویی تعادلمو از دست دادموافتادم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط