{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ریشه فساد واخلاق گرایی ...

ریشه فساد واخلاق گرایی ...
البته این اقدامات در مراحل اول چنان نبود که مدیران برای منافع مادی خود فساد کنند، بلکه انگیزه‌های گوناگون در این راه وجود داشت، ولی کم‌کم چنان گسترده شد که در مرحله‌ای از کار جای فساد و صلاح عوض شد و به معنای واقعی، بدتر از فساد آن بود که آن را همان صلاح معرفی می‌کردند. اساس کشورداری مبتنی شد بر تقویت اخلاق به جای قانون.

اتکا به اعتماد و مورد وثوق بودن به جای نظارت و بی‌اعتمادی. مدیریت مبتنی بر اتکا به اخلاق فردی جز اینکه سر از ناکجاآباد درآورد نتیجه دیگری ندارد و بدتر از همه اینکه، «اخلاق» اولین قربانی این نحوه مدیریت است و چه چیزی بهتر از وضع موجود این ادعا را تایید می‌کند؟ انقلابی که قرار بود منادی اخلاق باشد، اکنون و پس از ٤٠ سال، مواجه با بی‌اخلاقی‌ترین رفتار‌ها شده است.

چرا؟ برای اینکه بار زیادی را بر گرده اخلاق نشاندیم و کمر اخلاق زیر این‌بار شکست. در یک جامعه سالم بار‌های اصلی بر گُرده قانون و نظارت‌های اجتماعی رسمی و غیررسمی است، و اخلاق فقط بخش مکمل آن را عهده‌دار‌ می‌شود.

هنگامی که یک نفر را مدیر یک اداره می‌کنیم، بیش از آنکه به سلامت نفس و پاکدستی او توجه کنیم و بخواهیم که به او اعتماد داشته باشیم، باید بر سازوکار قانونی و نظارتی تاکید کنیم و باید به او کاملا بی‌اعتماد باشیم و از طریق این سازوکار‌های نظارتی او را مجبور کنیم که در چارچوب مقررات عمل کند.

اگر فقط به افراد اعتماد کنیم و فاقد نظارت باشیم، به مرور کسانی پیدا می‌شوند که خلاف اخلاق و قانون عمل می‌کنند و این همان فساد است. ولی اگر براساس بی‌اعتمادی عمل کنیم، بدترین افراد هم سعی می‌کنند به گونه‌ای رفتار کنند که دچار عوارض رفتار فاسد و غلط نشوند.

این فرآیند ابتدا با زاویه اندک آغاز شد، تفاوت‌ها بسیار بسیار اندک بود، در نتیجه تغییرات چندان مشهود نبود. ولی اکنون که ٤٠ سال از ماجرای انقلاب می‌گذرد، تفاوت‌ها بسیار مشهود است.

نمونه آن را یک بار ذکر کرده‌ام. اگر یک حوض صدمترمکعبی آب زلال داشته باشید و هر روز فقط چند قطره آب رنگی، مثلا قرمز در آن بریزید، در طول سال ممکن است دو هزار قطره مایع قرمزرنگ به آن اضافه شود. در رنگ آب با گذشت یک یا چند روز هیچ تغییری نسبت به قبل مشاهده نخواهد شد. ولی هنگامی که ٤٠ سال بگذرد و شما صد هزار قطره رنگی در آن آب زلال ریخته باشید، متوجه می‌شوید که آب به کلی تغییر رنگ داده است.

ضربه نهایی این اندیشه نادرست را دوران احمدی‌نژاد بر حکومت وارد کرد و نظام اداری و نظارتی را که فشل بود، ناکارآمدتر و به جای ریختن روزانه یک قطره، روزانه یک سطل مایع رنگی به این حوض اضافه کرد و رتبه فساد در جامعه ایران را که در دوره اصلاحات در حال بهبود بود به یکباره به قهقرا برد.

البته لازم می‌دانم که بگویم که شاید احمدی‌نژاد و دولت او واقعا هم می‌خواستند با فساد مبارزه کنند، من نمی‌دانم و برایم هم مهم نیست، آنچه مهم است خروجی آن رفتار است در همان زمان هم روشن بود منجر به تشدید فساد می‌شود.

بنابراین اگر می‌خواهیم با فساد مبارزه کنیم، جز اصلاح مقررات و تقویت و استقلال نهاد‌های نظارتی رسمی و از همه مهم‌تر دستگاه قضایی و نهاد‌های نظارتی غیررسمی و از همه مهم‌تر داشتن رسانه‌های آزاد و مستقل، راه دیگری درپیش نداریم. با توصیه‌های اخلاقی و دست‌های پاک و این جور چیز‌ها نمی‌توان مشکل فساد را حل کرد.
منبع: روزنامه اعتماد
دیدگاه ها (۱)

فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویتتقابلِ بمبِ بیگانه و فساد...

🚩در خلا نظارتی نیروهای امنیتی، نواصولگرایان مردم را به امامت...

حجاب

فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویتتقابلِ بمبِ بیگانه و فساد...

ماجرای مرغ‌های تاریخ‌گذشته؛ از استیضاح وزیر تا سکوت رئیسحمید...

برخی تصور می‌کنند خونخواهیفقط در میدان نظامی معنا دارد؛و چون...

سیاسی اجتماعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط