{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ولی من دلم یک جای کتاب یادت باشد گیر کرده...

ولی من دلم یک جای کتاب یادت باشد گیر کرده...
اونجایی که همسر شهید میگن حمید آقا همیشه به همسایه‌مون که مرد سالخورده ای بودن و حافظه خیلی قوی ای نداشتن، با گرمی سلام میدادن و حال و احوال میکردن
و همسرشون بهشون میگن چرا این کار رو میکنی و شهید جواب دادن، یک روزی که من نباشم میبینی که جواب سلام هام رو میده! :)
و وقتی ایشون شهید شدن یکی از کسایی که شهید سیاهکالی رو یادشون بوده و براشون خیلی گریه میکرده، همون پیرمرد همسایه بوده...!
دیدگاه ها (۴)

توضیحات بیماری و زندگی نامه چی یو🩸✨️🩸 بیماری: نفرین خونِ سرخ...

موعرفی نویسنده جونتون

سلام قشنگام امروز تولد کوکه....... تولدش مبارک باشه  به مناس...

Part 10

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

I can be myself with himPart⁹⁵شب شده بود و پسرا توی هال نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط