{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ملت_حسین_به_رهبری_حسین

#ملت_حسین_به_رهبری_حسین
#روایت_کربلا | زینب کبری فرمود: خدایا این قربانی را از ما قبول کن!
‌‌زینب کبری اون وقتی بدن پاره‌پاره شده‌ی برادر را در آن قبله‌گاه عشق و محبت و فداکاری و مجاهدت، بر روی زمین افتاده دید، دستها را زیر بدن برد و سر را به طرف آسمان بلند کرد و فریاد زد: «بارالها! این قربانی را از ما قبول کن». او می‌دانست بر اثر خون شهیدان، قدرت‌های طاغوتی بسیاری سرنگون شد. قدرت طاغوتی بنی‌امیه و قدرت‌های بسیاری از بنی‌عباس، با تكان شديد این طوفان بنیان‌افکن ستم، بکلی نابود و ویران شد. حکومت‌های بسیاری در سرزمین‌های اسلامی پدید آمد و اسلام ماند و تشیّع به عنوان رگه‌ی پرتپش و هیجان‌آفرین اسلام باقی ماند.
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش اول)

🔴 حسن روحانی:🔻 به مردم بگوییم قرار ما این است با قدرت‌های بز...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

منتخب روز جمعه از....

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

✨🏴زینب کبری فرمود: خدایا این قربانی را از ما قبول کن!✍#رهبر_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط