{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه‌طور می‌شود شب باشد و آدم به چیزی فکر نکند و همینطور بی

چه‌طور می‌شود شب باشد و آدم به چیزی فکر نکند و همینطور بیهوده لمیده باشد کنجی به شوق؟
این چرخ‌دنده‌ی خودکامه‌ی ذهن آدمی‌ست که به محض رویت ماه و تاریکی و سکوت، شروع به چرخیدن می‌کند و با گذار عمر آدمی، این چرخش بی‌دلیل و بی‌هنگام، شدت می‌گیرد و این آدمی‌ست که به این چرخش، فرسوده و ملول می‌شود.

هر صبح از خواب بر می‌خیزی و به خودت قول می‌دهی روز متفاوت و دل‌انگیزی بسازی و در نهایت، در پایان روز به خودت نگاه می‌کنی که برای قوی بودن و رنج تکرار جهان را به دوش کشیدن و لبخند زدن، چه ناجوانمردانه تحلیل رفته‌ای.
کاش کسی می‌گفت چطور می‌توان به چیزی فکر نکرد؟ کسی را دوست نداشت؟ و رنجی را فراموش کرد؟؟!
چه طور می‌توان؟!

نرگس صرافیان طوفان
دیدگاه ها (۴)

جهان پر از رنج است، با این حال امادرختان گیلاس، شکوفه میدهند...

#آهوی_من♥️🥹🥲#میثم_ابراهیمی🎤ب طُ خوشه دلم💫👼🏻🌸

ميگم دلبر!شبيهِ هواىِ بهار نباش كه تكليفش با خودشم مشخص نيست...

🌱۱۴۰۲.۱.۲۹🌱 ۰۰:۰۵

انزوا با تنهاییِ معمولی فرق دارد؛ تنهایی شاید یک اتفاق باشد،...

تا حالا آدمِ امنِ زندگی‌ات ناامن شده؟ شده کسی را خودی‌ترین ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط