{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را دوست دارم،

تو را دوست دارم،
و شعرهایم را در وصف تو مے سُرایم
همچون شاملو براے آیدا؛
با این تفاوت ڪہ شاملو براے ڪسے مے سرود
ڪہ او را داشت،
اما من براے بزرگترین نداشتہ زندگے ام
عاشقانہ شعر مے نویسم
و بیتابانہ دلتنگ مے شوم،
راستش را بخواهے نہ تو آیدایے و نہ من شاملو؛
تو زیباترین پروانہ ے رویاهاے منے ت
و من مجنون و دیوانہ ے تو؛
میخواهم تا ابد از تو بگویم و بہ تو بیاندیشم
بیا و بالهاے پروانہ ایت را بگشا
و بر آسمان زندگے ام قدم بگذار،
و پایان بخش دلتنگے هاے خزانم باش...
دیدگاه ها (۱۲)

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

گاهی آدمدلتنگِ ڪسی می‌شودڪه حتی حق ندارددلتنگش باشدڪسی ڪه اگ...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

عاشقانه های شبنم

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

در ستایشِ سکوتِ ما و ساحتِ رستاخیزِ معنا..هشت سال هجران، به ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط