خیالت لیوانِ آبی ست که هر شب بالای سر میگذارم

خیالت لیوانِ آبی ست که هر شب بالای سر میگذارم
نیمه شب از خوابِ نداشتنت میپَرم
جرعه ای می نوشمت
آرامم میکند
و این داستان ادامه دارد.
دیدگاه ها (۴)

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

افغانستان.افتخارم

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

🍂صداے پاے زندڪَی‌ستدر خلوت ڪوچه‌هاے صبح                     ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

💠 تصویربرداری «شکیب عیار» به نیمه رسیدتصویربرداری سریال «شکی...

🎥ادامه تخریب صدا و سیما توسط جریان غربگرا✍بله، ما هم معتقدیم...

سناریووو

نقشه ی مخفیانه اسفندیار برای دشمنان ایران!

برای کسانی که می‌دونن عشق سه حرف داره...از اولین لحظه‌ای که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط