{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اما

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اما
وقتی یاد نجابت اسب افتادم
وقتی یاد وفاداری سگ و اون نگاه مهربونش افتادم
وقتی یاد نهنگ افتادم که به جفتش تا آخر عمرش وفادار می مونه
وقتی یاد شیر افتادم که اگر گرسنه نباشه ، شکار نمی کنه
وقتی یاد قو افتادم که غرورش رو خیلی دوست داره
وقتی یاد مرغ عشق افتادم که بدون جفتش میمیره
به خودم گفتم خیلی نامردیه تو رو به حیوون تشبیه کنم
بعععععععععله
دیدگاه ها (۳)

پشت سرم حرف بودحدیث شدمی ترسم آیه شودسوره اش کنند به جعلبعد ...

بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراببیمار خنده های توامبیشتر بخند

به نام خداافسوسافسوس از آن روزی ک باهم دیدمتان و تنها اشک چش...

آرام می آیم همانجای همیشگی ، سر همان ساعت همیشگیبا همان شوق ...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اما ... وقتی یاد نجابت ا...

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اماوقتی یاد نجابت اسب اف...

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوونها هستی اماوقتی یاد نجابت اسب اف...

انسانم آرزوست …

اومدم بنويسم بعضي از آدمها خيلي شبيه حيوونها هستند اما ........

اومدم بنويسم بعضي از آدمها خيلي شبيه حيوونها هستند اما ........

اومدم بنویسم بعضی از آدمها خیلی شبیه حیوونهاهستند اما…..وقتی...

اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوون ها هستی اما؛وقتی یاد نجابت اسب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط