{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟

آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟
آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟

سیمین و تابناک بود روی مه ، ولی
سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟

دارد لبی که مستی جاوید می دهد
مینای می کجا و لب نوش او کجا؟

خفتم به یاد یار در آغوش گل ولی
آغوش گل کجا و بر دوش او کجا؟

بی سوز عشق ساز سخن چون کند رهی؟
بانگ طرب کجا، لب خاموش او کجا؟





رهی معیری
دیدگاه ها (۶)

.این برگ‌های زردبه خاطر پاییز نیست که از شاخه می‌افتندقرار ا...

آرش شفاعی..

در سرزمین من زنی از جنس آه نیست این یک حقیقت است که در برکه ...

...می پرستم گل چسبیده به موگیرت راگیسوان به کمرگاه سرازیرت ر...

📜غزلیات#رهی_معیریغزل_سی_و_ششمآب بقا کجا و لب نوش او کجا؟آتش ...

دارد لبی که مستی جاوید می‌دهد مینای می کجا و لب نوش او کجا؟

دارد لبی که مستی جاوید می‌دهدمینای می کجا و لب نوش او کجا؟

دارد لبی که مستی جاوید می‌ دهدمینای می کجا و لب نوش او کجا؟ ...

دارد لبی که مستی جاوید می‌ دهدمینای می کجا و لب نوش او کجا؟#...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_بیست_و_هفتم#شب یار من تب است و غم #سی...

شب یار من تب است و غم سینه سوز همتنها نه شب در آتشم ای گل که...

ببرد از من قرار و طاقت و هوشبت سنگین دل سیمین بناگوش.نگاری چ...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_بیست_و_سومای #صبح نودمیده! بناگوش کیس...

ببرد از من قرار و طاقت و هوشبت سنگین دل سیمین بناگوشنگاری چا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط