mjavad
۸۴
پسند
ﭘﯿﺸﻮﻧﯽ ﺑﻨﺪﻫﺎ رو ﺑﺎ وﺳﻮاس زﯾﺮ و رو ﻣﯿﮑﺮد …
ﭘﯿﺸﻮﻧﯽ ﺑﻨﺪﻫﺎ رو ﺑﺎ وﺳﻮاس زﯾﺮ و رو ﻣﯿﮑﺮد …
ﭘﺮﺳﯿﺪم : دﻧﺒﺎل ﭼﯽ ﻣﯿﮕﺮدی ؟
ﮔﻔﺖ : ﺳﺮﺑﻨﺪ ﯾﺎ زﻫﺮا !
ﮔﻔﺘﻢ : ﯾﮑﯿﺶ رو ﺑﺮدار ﺑﺒﻨﺪ دﯾﮕﻪ ، ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ داره ؟
ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ! آﺧﻪ ﻣﻦ ﻣﺎدر ﻧﺪارم ...
دانلود
۴۹۹
۲۱ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (
۶
)
ﭘﯿﺸﻮﻧﯽ ﺑﻨﺪﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻭﺳﻮﺍﺱ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺮﺩ …ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ : ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﯽ ﻣ...
ﭼﯿﮑﺎر ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ... ﻫﻨﻮز درﮔﯿﺮ اوﻧﯽ ﻣﺰدک؟ .ﻣﺰدک : ﺑﺎﺑﺎ دارم اﯾﻦ...
#رمان_پستچی #قسمت_ششم #چیستا_یثربی ﭼﺮاﻏﻬﺎی اﻣﺎﻣﺰاده، از دور ...
#رمان_پستچی #قسمت_چهارمآن روز، ﺑﻬﺸﺖ زﻫﺮا ؛ واﻗﻌﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻮد.ﻋﻠ...
رو نیمکت نشسته بودم یکی داد زد:ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ؟ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ؟ !ﺳﺮﻣﻮ ...
رو نیمکت نشسته بودم یکی داد زد:ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ؟ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ؟ !ﺳﺮﻣﻮ ...
ﯾـــﺎ ﻋﻠــــﯽﺩﺍﻧﺷﺠﻮﯾﯽ ﺳﻨﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﮔﻔﺖ :ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ ﯾﺎ...
سركلاس استاده بهم گفت:ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﻧﯿﺸﺖ ﺑﺎﺯﻩ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ ...
13 رﻣﺎن ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺪﯾﺮ ﻋﺎﻣﻞﻧﺴﯿﻢ ﺑﺎ ﺑﺮاﻧﮑﺎرد ﺑﻪ داﺧﻞ آزﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮد...
رو نیمکت نشسته بودم یکی داد زد:ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ؟ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ؟ !ﺳﺮﻣﻮ ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین