وندالیسم یا!

وندالیسم یا؟!
نمی‌دانم اسمش را چی بگذارم. تخریب نمای شهر، هنر زیرپوستی، #وندالیسم، #چهاردیواری_اختیاری یا؛ ولی اگر حقیقتش را بخواهید من این نوشته‌ها و این خرابی‌ها را چندان زشت نمی‌بینم. در نگاه اول این معموره، مخروبه‌ایست که هنوز یادگاران گذشته را بر سینه دارد. از آن درب کرکره‌ای شروع می‌کنم که رویش به خط سفید ناموزونی #پارک_ممنوع نوشته و هشدار و اخطار پنچری داده است و چقدر این هشدار مؤثر بوده برای آن تاکسی زردرنگ که همانجا پارک کرده است. آنسوتر بالای کتیبه درب چوبی و زیر پلاک خاکستری نمره ۲۳ عبارت "جلوی درب پارک نفرمایید" را به سبک #نستعلیق هندی و پاکستانی نوشته است. این در و دیوار پیرامونی‌اش با ساختار آجری شکیل کنگره‌دار که کاملا نسبت به دیوارهای صاف و سیمانی اطرافش متمایز است، حکایت از گذشته احترام‌آمیز این بنا می‌دهد. گویی پشت این در و آن دروازه کرکره‌ای دنیایی اعجاب‌انگیز در انتظار رهگذران داخل کوچه است؛ رهگذرانی که البته رهگذرند و نامحرم! شاید معقولترین توجیه ممنوعیت توقف اینجا همان عبارت "پارک ممنوع خطر ریزش" باشد. که حضور تاکسی بی‌راننده، بدجوری آمِری‌یَت این عبارت را به چالش کشیده است. علمک گاز بی رگولاتور هم نشان از #متروکه بودن بنا می‌دهد. آنسوتر سمت چپ و در ادامه بنا، بقایای عمارت را میبینم، دوده و زنگار گرفته و خزه و سبزینه بسته و از زخمهای دهانگشوده دیوار و بلوکچینی بخیه‌وار پیداست عمارت را در طرح عقب‌نشینی نهاده‌اند. اینجا دستکم عبارت "خطر ریزش پارک ممنوع" معنادار است. اما جلوتر، آن جایی که ساختمانی عقب‌نشینی کرده، با سردری از آموزشگاهی هنری، زیرمجموعه سازمان فنی و حرفه‌ای قرار دارد، نمایی دیگر از عمارت خودنمایی می‌کند. دو عبارت "خطر ریزش پارک ممنوع" و "لطفا جلوی درب پارک نفرمایید" از دو جنبه رهگذران را بیم می‌دهند. با این حال معلوم است که خطر ریزش انگیزه اصلی نیست؛ چرا که آن حجم سنگین کمپرسور کولر اسپیلت بر روی همان دیواری نصب شده که خطر ریزش دارد! 😳 دوربین مداربسته کنار کمپرسور هم نشان می‌دهد موضوع بیشتر حفظ امنیت است تا حفظ ایمنی🤔 راستی آن حجم پنجره‌گون مشبکی که در دل دیوار قدیمی بنا شده قبلا به چه کار می‌آمده؟
پی‌نوشت: حتما فهمیده‌اید دلیل حضور تابلوی گردش به راست ممنوع چیست. بله، اینجا یک سه راهی در بافت تاریخی است. کدام شهر؟ می‌سپارم به کنجکاوی‌ مخاطبان
پی‌نوشت۲: چرا از تبلیغات بدقواره لوله‌بازکنی و باربری و اثاث‌کشی ننوشتم. آهان دِ! اینجای قضیه همان وندالیسم است.
دیدگاه ها (۰)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_32فصل پانزدهم |...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

🍷 شراب قرمزقسمت سوم: عمارت سیاهماشین جلوی یک عمارت بزرگ و تا...

رمان هفتمین سایه

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۳ پارت بعد از رفتن کا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 3#لینو #فیکشنساعت ۲ بامداد ـ عمارت ...

و همین مکث کافی بود تا کوک بفهمد این بار، حتی آرون هم از چیز...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیستم: خیانت از نزدیک‌ترین فاصلهصدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط