شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است

شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است
محراب، همچو لاله در خون نشسته است

فلک نجات و قائمه عرش کردگار
از موج خیز حادثه بى تاب و خسته است

آزادمرد صف شکن خیبر و احد
چشم از جهان و هر چه در او هست، بسته است

مولا چو شمع ز آتش بیداد آب شد
تار حیات و رشته عمرش گسسته است

«تائب» کسى که درد دل خود به چاه گفت،
از قید این جهان تبه کار رسته است
دیدگاه ها (۲)

شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است، محراب، همچو لاله در خون نشسته...

شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است محراب، همچو لاله در خون نشسته ...

شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است محراب، همچو لاله در خون نشست...

❖ رزومهٔ مجاهدانه (شرحِ درد و دردِ شرح)مرا مهارتِ تزویر و نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط