{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p④

دکتر: متاسفانه همسر شما موقه تصادف دچار خون ریزی داخلی شدن و ما دیر فهمیدیم و باید زود تر عملشون کنیم
جیمین: چ.... چی؟ دکتر هر کاری میتونید انجام بدید من همسرم رو زنده و سالم میخام میفهمین*بغض و داد*
دکتر: لطفا اروم باشید ما الان عملشون میکنیم


پرش زمانی


چند ساعتی شده ک یوهی رو بردن داخل ولی هنوز خبری نیست و این منو دیوونه میکنه
پسرا هم از یک ساعت پیش اینجان
اونام خیلی نگرانن


پرش زمانی یک ساعت بعد

همینجور داشتم داخل راه رو تند تند قدم میزدن ک دکتر از اتاق عمل اومد بیرون
جیمین: دکتر چی شد حال یوهی خوبه مگه ن؟
دکتر: عمل خوب بود بود اما...
تهیونگ: اما چی خب بگو دیگه اما چی؟*داد*
دکتر: اما موقه عمل خون زیادی از دست دادن و ب خون نیاز دارن و باید سریعن بهشون خون تزریغ کنیم و گر ن ایشون میمیرن
جیمین: چ..... چی میگی کتر یعنی چی میمیرهاون باید زنده بمونه فهمیدی؟*داد درحالی ک یقه دکتر رو گرفته*
دکتر: جناب اروم باشید اگه کسی از شماها میتونه بهشون خون بده زود تر با پرستار بره
کوک: گروه خونیش چیه؟
دکتر: A+
جیمین: م... من گروه خونیم منفیه
شوگا: دکتر من خون میدم گروه خونیه منم A+
دکتر: خیلی خوب با پرستار برید و هرچه زود تر اماده شید وبیایید
شوگا: چشم


ویو دکتر

رفتم داخل اتاق عمل ولی تا رفتم بالا سر اون مریض ک فکر کنم اسمش یوهی بود دیدم دستگا دیگه ضربان قلبشو نمیزنه و ی خط صاف شده
دکتر: زود باشید دستگا شوک رو اماده کنید*داد*
پرستار: امادس
زدم نشد
دوباره زدم نشد
برای چهارمین بار زدم نشد
دکتر: زود باش دختر تو میتونی زود باش
برای بار اخر زدم ک......
دیدگاه ها (۱۴)

چند پارتی درخواستی

رمان عشق ممنوع

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : دوم » یونگی : جیمین تو باید اینجا کا...

دیدار باتو (پارت ۴)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

life like hellp:13گوشی هنوز توی دستش می‌لرزید.به صفحه خیره ش...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط