{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرکی دو سیب در دست داشت

پسرکی دو سیب در دست داشت
مادرش گفت:
یکی از سیب هاتو به من میدی؟
پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده
اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت:
بیا مامان!
این یکی ، شیرین تره!!!!
مادر ، خشکش زد
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود..!
هر قدر هم که با تجربه باشید
قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید
و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد .
دیدگاه ها (۱)

رﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﮔﻨﺪﻡ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ بوﺩﻡ ،ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﮔﻨﺪﻡ...

در دنیایی که ؛هر چهار دقیقه یک کودک بر اثر گرسنگی جان میدهد ...

ye tamrin ali

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟗تهیونگ که سکوت زیادی پسر رو دید، اروم ...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت :یکی از سیب هاتو به من مید...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

#پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من مید...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط