عشق طلسم شده من
عشق طلسم شده من
کیومری:وقتی رفتم بیرون کیم سان سو رو با اون لباس دامادی دیدم حالت تهوع گرفتم با اون قیافش خنده مصنوعی کردم رفتم سمتش
کیم سان سو:توی اون لباس دیدمش واقعا دلم براش گیلی ویلی رف ولی اون فقط ب عنوان هرزم داره میاد پیشم وقتی ک اومد کمرش رو گرفتم و بوسه ای ب پیشونیش زذم
هوا کم کم داشت تاریک میشدسوار ماشین بودیم ک بریم ب تالار عروسی ک ی دفعه پارک سوهو زنگ زد
مکالمه
پارک سوهو:ببخشید ک زنگ زدم ولی موقیعت خیلی وخیمه باید حتما بیای
کیم سان سو:کجا هست بگو بیام
پارک سوهو:لوکیشن میدم
کیم سان سو:بعد از یک دقیقه دیدم برای گوشیم لوکیشن اومد ماشین دور زدم رفتم اون سمتی
کیم سان سو:معذرت میخوام بیبی ولی ی کاری پیش اومد سریع میام
کیو مری: وقتی گف بیبی حس کردم دیگه واقعا دارم بالا میارم وقتی رسیدیم اونجا از ماشین رف بیرون ولی ماشین رو قفل نکرد میشه گف ی دو دقیقه میشه رفته لباسم پفش خیلی کم بود برای همین در ماشین رو باز کردم ازش پیاده شدم آروم اول راه رفتم وقتی دیدم میتونم شروع کردم دویدن ک یک دفعه از پشتم صدا اومد
کیم سان سو:ب ماشین دوربین وصل کرده بودم ولی درش رو قفل نکردم ولی انقدر سوهو حرف زد حواسم پرت شد دوربین ماشین رو دیدم دیدم نیستش دست سوهو گرفتم با خودم تند کشیدمش وقتی رسیدم در ماشین دیدم داره میدوئه صداش کردم صبر کن کیو مری نمیتونی فرار کنی
زمان حال
خدایااا نجاتممم بدهههه وسط خیابون ی دفعه داد زدممم کمککککک یکییی نجاتمممم بدههههه ک هوا شروع کرد بارون خوب اینم خوب بود چون دیدشون کم میشه بارونش دیگه خیلییی شدت گرف خودممنمیتونستم راه برم دوبارهاومدم داد بزنم کمک ک ی نفر دستش رو گذاشت رو دهنم و برد توی ی کوچه آروم زیرگوشم زمزه کرد
آروم باش دارم کمکت میکنم فقط حرف نزن
سرم رو آرومتکون دادم ک ولم کرد کیم سان سو دیدم ک داشت دنبالم میگشت بعد از چند دقیقه گشتن بی خیال شد دیدم رف
بعدش ک رف اون مرده دیدم نیس دور برم رو دیدم دیدم داره میره دوباره دویدم سمتش وایسا ببخشید ببخشید میشه ی لحظه صبرکنی خیلی پوکر برگشت سمتم
کیومری:تو کی هستی؟
ی بنده خدا
کیومری:لطفا جدی باش خواهش میکنم
باشه باشه من مین یونگی هستم خوب شد تمومه؟؟؟
کیومری:ببخشید میشه کمکم کنید
پارت ششم🦚👻
کیومری:وقتی رفتم بیرون کیم سان سو رو با اون لباس دامادی دیدم حالت تهوع گرفتم با اون قیافش خنده مصنوعی کردم رفتم سمتش
کیم سان سو:توی اون لباس دیدمش واقعا دلم براش گیلی ویلی رف ولی اون فقط ب عنوان هرزم داره میاد پیشم وقتی ک اومد کمرش رو گرفتم و بوسه ای ب پیشونیش زذم
هوا کم کم داشت تاریک میشدسوار ماشین بودیم ک بریم ب تالار عروسی ک ی دفعه پارک سوهو زنگ زد
مکالمه
پارک سوهو:ببخشید ک زنگ زدم ولی موقیعت خیلی وخیمه باید حتما بیای
کیم سان سو:کجا هست بگو بیام
پارک سوهو:لوکیشن میدم
کیم سان سو:بعد از یک دقیقه دیدم برای گوشیم لوکیشن اومد ماشین دور زدم رفتم اون سمتی
کیم سان سو:معذرت میخوام بیبی ولی ی کاری پیش اومد سریع میام
کیو مری: وقتی گف بیبی حس کردم دیگه واقعا دارم بالا میارم وقتی رسیدیم اونجا از ماشین رف بیرون ولی ماشین رو قفل نکرد میشه گف ی دو دقیقه میشه رفته لباسم پفش خیلی کم بود برای همین در ماشین رو باز کردم ازش پیاده شدم آروم اول راه رفتم وقتی دیدم میتونم شروع کردم دویدن ک یک دفعه از پشتم صدا اومد
کیم سان سو:ب ماشین دوربین وصل کرده بودم ولی درش رو قفل نکردم ولی انقدر سوهو حرف زد حواسم پرت شد دوربین ماشین رو دیدم دیدم نیستش دست سوهو گرفتم با خودم تند کشیدمش وقتی رسیدم در ماشین دیدم داره میدوئه صداش کردم صبر کن کیو مری نمیتونی فرار کنی
زمان حال
خدایااا نجاتممم بدهههه وسط خیابون ی دفعه داد زدممم کمککککک یکییی نجاتمممم بدههههه ک هوا شروع کرد بارون خوب اینم خوب بود چون دیدشون کم میشه بارونش دیگه خیلییی شدت گرف خودممنمیتونستم راه برم دوبارهاومدم داد بزنم کمک ک ی نفر دستش رو گذاشت رو دهنم و برد توی ی کوچه آروم زیرگوشم زمزه کرد
آروم باش دارم کمکت میکنم فقط حرف نزن
سرم رو آرومتکون دادم ک ولم کرد کیم سان سو دیدم ک داشت دنبالم میگشت بعد از چند دقیقه گشتن بی خیال شد دیدم رف
بعدش ک رف اون مرده دیدم نیس دور برم رو دیدم دیدم داره میره دوباره دویدم سمتش وایسا ببخشید ببخشید میشه ی لحظه صبرکنی خیلی پوکر برگشت سمتم
کیومری:تو کی هستی؟
ی بنده خدا
کیومری:لطفا جدی باش خواهش میکنم
باشه باشه من مین یونگی هستم خوب شد تمومه؟؟؟
کیومری:ببخشید میشه کمکم کنید
پارت ششم🦚👻
۴۴.۵k
۰۷ شهریور ۱۴۰۱
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.