{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه کن گریه وخون گریه کن آری که هرآن مرثیه را خلق شنیده

گریه کن گریه وخون گریه کن آری که هرآن مرثیه را خلق شنیده ست

شمادیده ای آن راواگرطاقتتان هست کنون من نفسی روضه مقتل بنویسم؛

وخودت نیز مددکن که قلم درکف من همچوعصا درکف موسی بشود

چون تپش موج مصیبات بلنداست.

به گستردگی ساحل نیل بلند است.

...واین بحرطویل است وببخشیداگراین مخمل خون برتن تبدارحروف است

که این روضه ی مکشوف لهوف است.

عطش برلب عطشان لغات است
وصدای تپش سطربه سطرش همگی موج مزن آب فرات است.

وارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است؛

ولی حیف که ارباب((قتیل العبرات)) است؛

ولی حیف که ارباب ((اسیرالکربات))است؛

...ولی هنوزم که هنوزاست حسین بن علی تشنه یاراست

وزنی محو تماشاست زبالای بلندی،

الف قامت اودال همه هستی اودرکف گودال و سپس آه که؛((الشمر...))

خدایاچه بگویم که(( شکستند سبو را وبریدند...))

دلت تاب ندارد به خدا باخبرم میگذرم ازتپش روضه که خود غرق عزایی،

تو خودت کرب و بلایی؛

قسمت میدهم آقا به همین روضه که درمجلس ما نیز بیایی،

تو کجایی.... توکجایی....(heart)(heart)(heart)(heart)(heart)(heart)(heart)ارسالی از آسمان
دیدگاه ها (۳)

گریه کن گریه وخون گریه کن آری که هرآن مرثیه را خلق شنیده ستش...

گریه کن گریه وخون گریه کن آری که هرآن مرثیه را خلق شنیده ستش...

گریه کن،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده اس...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو ...

عـصـر یک جـمـعـه ی دلـگـیـر، دلـم گـفـت بگـویـم بنویسم که چـ...

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انس...

تقاضا دارم کامل بخونید بسیار زیباست این بهترین مطلبی بود که ...

"واین بحر طویل است"عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم ...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط