#پیشنهاد_مطالعه
#پیشنهاد_مطالعه
ناسیونالیسم بی جاساز» (Dislocative Nationalism) مفهومی است که توسط رضا ضیاءابراهیمی، دانشیار تاریخ کینگز کالج لندن، در کتابش با عنوان «پیدایش ناسیونالیسم ایرانی: نژاد و سیاست بی جاسازی مطرح شده است . این مفهوم به نوعی از ناسیونالیسم اشاره دارد که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در ایران پدید آمد و در دوران پهلوی به ایدئولوژی رسمی دولت تبدیل شد .
ویژگیهای ناسیونالیسم بی جاساز:
تصور ذهنی و غیرفیزیکی این مفهوم به جابهجایی فیزیکی اشاره ندارد، بلکه به عملی در ذهن اطلاق میشود که ملت ایران را از واقعیت تجربیاش بهعنوان جامعهای با اکثریت مسلمان در «شرق» جدا میکند .
نژادپرستانه و تاریخگرایانه این نوع ناسیونالیسم یک صورت نژادی-تاریخی از ناسیونالیسم است که ریشههای آن به اروپای قرن نوزدهم بازمیگردد .
ایجاد دشمن و غیریتسازی در فرآیند ناسیونالیسم بیجاساز، برای خود دشمن ساخته میشود و در این معادله غیریتساز، خود نیز نامطلوب و شوم جلوه میکند . بهعنوان مثال، وقتی همسایگان «تازی و تُرک و بَربَر» خوانده میشوند و ایرانیان خود را ملت برتر آریایی میدانند، این دیدگاه باعث میشود که از جایگاه خود کنده شده و بیگانه و غیرخودی به حساب آیند .
تمرکز بر گذشته این نوع ملیگرایی واپسگرایانه و تخیلی است و بهجای رو به جلو بودن، به گذشته فرا میخواند . حسرت شکوه و افتخار ایران پیش از اسلام در این نوع ناسیونالیسم دیده میشود .
این مفهوم از طریق رسانههای جمعی، آموزش و تبلیغات در زمان پهلوی ریشه دوانده است .
غیربومی و وارداتی برخی این ناسیونالیسم را جابهجا شده، نابجا، وارداتی و فاقد ریشه در خاک ایران میدانند .
ضیاءابراهیمی ریشههای ناسیونالیسم بیجاساز را در آرای میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی میبیند که از نخستین طلایهداران آن بودند .
به طور خلاصه، ناسیونالیسم بی جاساز نوعی ناسیونالیسم تاریخی-نژادی است که با جابهجایی ذهنی ایران از واقعیت فرهنگی و جغرافیایی خود، گذشتهای آرمانی را جایگزین واقعیتهای معاصر میکند و براساس آن هویت ملی ساخته و پرداخته میشود. این ناسیونالیسم برخلاف ناسیونالیسمهای مدنی مبتنی بر حقوق شهروندی و قانون، بیشتر آمیخته با تصاویر خیالی و تعصبات نژادی است
ناسیونالیسم بی جاساز» (Dislocative Nationalism) مفهومی است که توسط رضا ضیاءابراهیمی، دانشیار تاریخ کینگز کالج لندن، در کتابش با عنوان «پیدایش ناسیونالیسم ایرانی: نژاد و سیاست بی جاسازی مطرح شده است . این مفهوم به نوعی از ناسیونالیسم اشاره دارد که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در ایران پدید آمد و در دوران پهلوی به ایدئولوژی رسمی دولت تبدیل شد .
ویژگیهای ناسیونالیسم بی جاساز:
تصور ذهنی و غیرفیزیکی این مفهوم به جابهجایی فیزیکی اشاره ندارد، بلکه به عملی در ذهن اطلاق میشود که ملت ایران را از واقعیت تجربیاش بهعنوان جامعهای با اکثریت مسلمان در «شرق» جدا میکند .
نژادپرستانه و تاریخگرایانه این نوع ناسیونالیسم یک صورت نژادی-تاریخی از ناسیونالیسم است که ریشههای آن به اروپای قرن نوزدهم بازمیگردد .
ایجاد دشمن و غیریتسازی در فرآیند ناسیونالیسم بیجاساز، برای خود دشمن ساخته میشود و در این معادله غیریتساز، خود نیز نامطلوب و شوم جلوه میکند . بهعنوان مثال، وقتی همسایگان «تازی و تُرک و بَربَر» خوانده میشوند و ایرانیان خود را ملت برتر آریایی میدانند، این دیدگاه باعث میشود که از جایگاه خود کنده شده و بیگانه و غیرخودی به حساب آیند .
تمرکز بر گذشته این نوع ملیگرایی واپسگرایانه و تخیلی است و بهجای رو به جلو بودن، به گذشته فرا میخواند . حسرت شکوه و افتخار ایران پیش از اسلام در این نوع ناسیونالیسم دیده میشود .
این مفهوم از طریق رسانههای جمعی، آموزش و تبلیغات در زمان پهلوی ریشه دوانده است .
غیربومی و وارداتی برخی این ناسیونالیسم را جابهجا شده، نابجا، وارداتی و فاقد ریشه در خاک ایران میدانند .
ضیاءابراهیمی ریشههای ناسیونالیسم بیجاساز را در آرای میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی میبیند که از نخستین طلایهداران آن بودند .
به طور خلاصه، ناسیونالیسم بی جاساز نوعی ناسیونالیسم تاریخی-نژادی است که با جابهجایی ذهنی ایران از واقعیت فرهنگی و جغرافیایی خود، گذشتهای آرمانی را جایگزین واقعیتهای معاصر میکند و براساس آن هویت ملی ساخته و پرداخته میشود. این ناسیونالیسم برخلاف ناسیونالیسمهای مدنی مبتنی بر حقوق شهروندی و قانون، بیشتر آمیخته با تصاویر خیالی و تعصبات نژادی است
- ۴.۴k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط