{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با چشمان تو

من با چشمان تو
اندوه آزادیِ هزار پرنده ی بی راه را
گریسته بودم
و تو نمی دانستی…
#سیدعلی_صالحی
#بهاره🌸
دیدگاه ها (۱)

اندوه تمام نمی‌شود!تو آن قدر وسیع می‌شوی،که اندوه در تو گم م...

به قول شمس تبریزی:اندوه تمام نمی‌شود تو آنقدر وسیع میشوی، که...

پشتِ همه‌ی پنهانی‌ها...همیشه چیزی برای پیدا شدن هست...که نام...

" من درحال‌ِ سوختن بودم،و تو آمدی‌ و مرا به‌خاطر‌بویِ خآکستر...

💜💜و عمر ،شیشہ ے عطر‌‌‌‌‌‌ است ، پس نمی‌ماند ، پرندہ تا بہ اب...

پرنده کوچک قلبمنه شوق باغ داردنه آرزوی آسماناگرقفسقفسِ سینه‌...

کاش اندوه در چهره‌ات نقاشی نمی‌شدو به‌ جای رنج کمی گیسوهایت ...

کاش اندوه در چهره‌ات نقاشی نمی‌شدو به‌ جای رنجکمی گیسوهایت ر...

مرا صدا کن که از لهجه‌ی چشمان تو شاعر بشوم .❤️‍🩹

روزی حال پـرنده ی تـو هم خوب خواهد شد کنار پنجره ی تـو ،خواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط