مانده در بین دروغ محض، کبر و من منم

مانده در بین دروغ محض، کبر و من منم
آنکه می ترسد ز فریاد خفیف زن منم

روغن اخلاق او داغ است و هی غر می زند
آنکه مثل یک مگس افتاده در روغن منم

موقع صرف غذا نان مرا می دزد و
موقع شخم زمین هم گاو و هم آهن منم

بس که جان کندم، درون استکانم زلزله است
چایی ام می ریزد و پیر خر کودن منم

سالگرد بخت بد، جوراب می گیرم ولی
آنکه می گیرد برایش چادر کن کن منم

در خوشی پیشم بوٙد اما زمان غصه ها؛
آنکه سر را برده در آغوش پیراهن منم

انتقادش می کنم؛ این است رسم زندگی؟
با غرور اینگونه گوید: تو تویی و من منم

✍ 🏻 مهدی کبیری

🔶 ...وطنز...🔶
🇮 🇷 @vatanz_ir 🇮 🇷
دیدگاه ها (۱)

با سوز و گداز، زندگی کن ای دوستبا عمر بساز، زندگی کن ای دوست...

من شما را دیده ام سمت لواسان، بیشتروقت خوردن ها و بردن ها هر...

تعویق بازگشت پیکر شهید حججیچشمان تو، چشمان تو طیرا ابابیلبر ...

می دهی با شاخکت فکر مرا آزار، سوسک!صبح و ظهر وعصر و شام و تا...

می دهی با شاخکت فکر مرا آزار، سوسک!صبح و ظهر وعصر و شام و تا...

#مناظره_فقیر_و_غنیهرچند فقیرم و ندارم چیزیاز من، من بیچاره، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط