اما افسوس:(>

اگر من پادشاه بودم
تنت را وطنم
پیراهنت را پرچم آن
و لبخندت را سرودش میکردم
از رج به رج اندامت
شهر میساختم
و چال گونه ات را
پایتخت ملتم .،،
در تمام شهر ها
کلیسا بنا میکردم
و حیرانی گیسوانت را آیین آن
میخانه میساختم
و لعل لبانت را
باده ی شب های پادشاهیم ،،

افسوس که رعیتم
و فقط باید
در مزرعه ی قهوه ی چشمانت
شعرهایم را  درو کنم !!،،.،
دیدگاه ها (۱)

🩵❄️#زمستان‌است‌و‌بی‌برگی❄️🩵اگر من پادشاه بودم "#تنت" را "#وط...

ک.د.آزاد شاعر بانه‌ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط