my shy boy

part:26

فقت همون کلمه شروع اولین رابطه شون بود
جونگکوک لباشو روی اون مارشمالو های خوشمزه گذاشت و شروع کرد به بوسیدنشون فقت چند ثانیه بوسه رو قط کرد تا لباس خودش و تهیونگ رو در بیاره
سمت گردن تهیونگ رفت و شروع کرد به مارک گذاشتن روی اون گردن خوش تراش و زیبا

ـ اهه کوکی


جونگکوک بعد ازینکه اون گردن زیبا رو پر از مارک هاش کرد
به سراغ نیپلاش رفت

ـ اه..ک...کوکی..اههه

کوکی داشت با مهارت و لذت فراوان اون نیپلای خوشمزشو می خورد
بعد از گاز گرفتن و کبود کردن نیپلاش به سمت شکمه نرم و پنبه ایش رفت و با دستاش داشت شلوار و باکسر پسرشو در میاورد
تهیونگ کاملا لخت شده بود با دیکی که راست کرده بود جلوی جونگکوک دراز کشیده بود ولی انقدر که کوکی داشت بهش لذت می داد اصلا خجالت حالیش نمی شد کوکی سمت رونهاش که مثل مارشمالو می موندن رفت و گازی ازش گرفت که ناله ته ته رو در اورد
بعدش دوباره روی تهیونگ خیمه زد و شلوار و باکسر خودشم در اورد
و شروع کرد کنار گوش تهیونگ پچ پچ کردن و انگشتشو نزدیک سوراخش می کرد

ـ شیرینکم؟

ـ ب..بله

می خوای انجامش بدیم؟مطمعنی؟

ـ من..اه...اره مطمعنم

ـ افرین پسرم اگر دردش خیلی زیاد بود می تونی بهم بگی که تمومش کنم باشه؟

ـ ب..باشه

و انگشت اولشو کرد توی سوراخش تهیونگ شونه شو چنگ زد ولی نگفت که تمومش کنه درسته درد داشت ولی می خواست بدونه چه لذتی می تونه داشته باشهدکه کوکی اونطوری راجبش حرف می زد
جونگکوک انگشت دیگه شو واردش کرد بعد چند دقیقه ناله های از سر لذت تهیونگ شنیده می شد و این نشون دهنده این بود که انگشتای جونگکوک داره به پروستاتش می خوره
جونگکوک انگشتاشو در اورد که ناله اعتراض امیز پسرشو شنید
ـ ششش الان یه چیز بهتر بهت می دم عزیزم

و یکباره عضوشو کامل کرد تو سوراخش
چند دقیقه همونطوری وایستاد تا ته ته عادت کنه

ـ عزیزم می خوام تکون بخورم باشه؟

تهیونگ با چشمای اشکی سرشو به نشانه ی مثبت تکون داد و جونگکوک شروع کرد به تکون خوردن برای اینکه بیشتر به امگاش لذت بده دستشو دور عضو تهیونگ حلقه کرد و شروع کرد به تکون دادن دستش بعد ازینکه به پروستات تهیونگ کوبید هردوشون همزمان کام شدن
کوکی عضوشو از سوراخ ته ته در اورد و کنارش دراز کشید پتو رو روی هردوشون کشید

ـ دوست دارم کوکی همیشه پیشم بمون

ـ منم دوست دارم تهیونگم همیشه پیشت می مونم به شرطی که توهم بمونی



پایان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
این فیک تموم شد و امیدوارم ازش لذت برده باشید ✨پارت فیک جدید رو فردا می زارم🥳
دوستون دارم ✨
مواظب خودتون باشید😽
دیدگاه ها (۱۸)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

پارت پنجم:حقیقتی که میکُشد. این بار جونگکوک بدون حرف دنبالش...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗تماس قطع شده بود.ناتالیا هنوز گوشی رو ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p19جونگکوک گوشی ر...

چند پارتی تهیونگ

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

Heir of Light and Darknesspart : 5جونگ‌کوک اون قسمت و میمکید...

شاگرد لوس من

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط