{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند وقتیست که اشکهایم بی خواسته میریزند

چند وقتیست که اشکهایم بی خواسته میریزند
من از تو میترسم چون تو اینجایی و اینگونه هراسانم من
توبرو دوری کن
فاصله از نظرم دوری و نزدیکی نیست
فاصله دنیاییست
فاصله غربت تنهایی یک تنهاییست
گریه کن اشک بریز شاید از رو بروم
شاید از غربت دنیای سیاهت رو به هر سو بدوم
من فراموشم شدبعدمن راحت باش
نگران غم و سنگینی دنیای سیاهم تو نباش
که دلم طاقت داشت
بعداز این نتوانم که بگویم یکبار غم دل را باتو
که بشینم باتو که بخندم باتو
یاد تو ما را بس است
زندگی حسرت ثانیه هاست
زندگی قصه پردرد من و فاصله هاست.....
دیدگاه ها (۵)

گناه من چیست که تو به سمت دریا میروی ومن بایک کاسه آب پشت سر...

هر چقدر هم که ضعیف باشی گاهی میتوانی تکیه گاه خوبی باشی

امروز یکی از سخت ترین امتحانام و دادم از این خوشحالم که عالی...

ما نسلی هستیم که بهترین حرفهای زندگیمان را نگفتیم.......تایپ...

پارت هفتم: رازهای مشترکهوا از پشت پنجره‌ی بزرگ دفتر، کم‌کم ب...

#۱۷_سال_از_رفتنت_میگذره_و_هرساله_این_هفته_آخر_اُردیبهشت_خیلی...

زندگی، راز بزرگیست که در ما جاریستزندگی فاصله‌ی آمدن و رفتن ...

چقدر سخته آدم یه دنیا حرف داشته باشه اما سکوت کنه...شما فکر ...

زندگی خاطره ی آمدن و رفتن ماستشب آرامي بودميروم در ايوان، تا...

زندگي، خاطره‌ي آمدن و رفتن ماست (سهراب سپهری) شب آرامي بود ...

شب آرامی بودمیروم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟ماد...

چه زیبا گفت سهراب...شب آرامی بودمیروم در ایوان، تا بپرسم از ...

زندگی مردم توروو هم یک ساله شد 🤍✨زندگی مردم تورو تحلیل های ز...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۸۸آخرین تصورم از خودم یه مرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط