پنجره باز دیپلماسی اثرمحمودسلمانی
🇮🇷بااینکه بیت رهبرم،
جلسه سران قوا و وزارت
دیپلماسی رازدند،برخی مسئول نمایان
که اسراییل را«سرمایه»خود میخواند،
هنوز از پنجره بازدیپلماسی میگویند!
غربزده:
بازکن پنجره را
ره بده بزمجه را!
🇮🇷همسایه های عزیز دیار کابلستانیم!
همسایه ای نازنین داشتم که این مادر افغانستانی رااز اولیای الهی می دانم.
درمنازل مردم رخت می شست و با تحمل تحقیر، توهین وتکبرها به مقامهای عرفانی رسید!
وقتی شوروی از کابل رفت،
کودکانه وشاد برای تبریک نزدش دویدم
دیدم سرش به زیر است و اشک میریزد؛
گفت:بدبخت شدیم!
کافران رفتند ونوکران کافران از فردا خون است که روی زمین بریزند..
گفتم مومنه خانوم!
چرا اثاث تان را جمع میکنید؟
گفت محمود جان!
دشمن از کشورم رفت،
میروم کشورم از دست نرود!
باید بروم کشورم را بسازم و از دست آدمهای ناساز نجات دهم..
از امروز نان شما ملت ایران بر من حرام است(من نوجوان بودم ونمیدانستم یارانه یعنی چه)
تاحالا تحلیلی بدین عمق، طراوت، شرافت و بدان بلند پایگی شخصیت از یک آزاده و نه آواره ی افغانی شنیدید؟
آنهم ازیک پیرزن نهضت خوانده..
همسایه عزیزم!
که سرشت و سرنوشت مان یکیست!
تا ابد اینجا بمانی کسی کشورت را برایت نمی سازد بلکه بیشتر خراب میکنند
تو ایران مرا آباد میکنی وخانه خود را خراب،
کاری به موجی که اجنبی انداخت علیه شما عزیزان ندارم
به داد کشت وکارت ومیهنت که کفتاران برایش نیش وپنجه تیزکرده اند برس!
زمین ها تشنه نیش بیل تو شاخه های گندم محتاج تولدند..
وکابلستانی که بایدآباد شود
🇮🇷شب مادر محمدجعفری خواب امام زمان را دید که فرمود
محمد!
سرباز من میشی؟!
فریاد زد:
بله آقا!
صبح خبر شهادت شهید افغانی آمد..
#شهید_محمد_جعفری #شهدای_فاطمیون
#افغانستان_همسایه_عزیز_ما
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#پیچ_تاریخی
#برای_دانایی
#محمودسلمانی @mahmoudsalmani1101 #mahmoudsalmani1101
جلسه سران قوا و وزارت
دیپلماسی رازدند،برخی مسئول نمایان
که اسراییل را«سرمایه»خود میخواند،
هنوز از پنجره بازدیپلماسی میگویند!
غربزده:
بازکن پنجره را
ره بده بزمجه را!
🇮🇷همسایه های عزیز دیار کابلستانیم!
همسایه ای نازنین داشتم که این مادر افغانستانی رااز اولیای الهی می دانم.
درمنازل مردم رخت می شست و با تحمل تحقیر، توهین وتکبرها به مقامهای عرفانی رسید!
وقتی شوروی از کابل رفت،
کودکانه وشاد برای تبریک نزدش دویدم
دیدم سرش به زیر است و اشک میریزد؛
گفت:بدبخت شدیم!
کافران رفتند ونوکران کافران از فردا خون است که روی زمین بریزند..
گفتم مومنه خانوم!
چرا اثاث تان را جمع میکنید؟
گفت محمود جان!
دشمن از کشورم رفت،
میروم کشورم از دست نرود!
باید بروم کشورم را بسازم و از دست آدمهای ناساز نجات دهم..
از امروز نان شما ملت ایران بر من حرام است(من نوجوان بودم ونمیدانستم یارانه یعنی چه)
تاحالا تحلیلی بدین عمق، طراوت، شرافت و بدان بلند پایگی شخصیت از یک آزاده و نه آواره ی افغانی شنیدید؟
آنهم ازیک پیرزن نهضت خوانده..
همسایه عزیزم!
که سرشت و سرنوشت مان یکیست!
تا ابد اینجا بمانی کسی کشورت را برایت نمی سازد بلکه بیشتر خراب میکنند
تو ایران مرا آباد میکنی وخانه خود را خراب،
کاری به موجی که اجنبی انداخت علیه شما عزیزان ندارم
به داد کشت وکارت ومیهنت که کفتاران برایش نیش وپنجه تیزکرده اند برس!
زمین ها تشنه نیش بیل تو شاخه های گندم محتاج تولدند..
وکابلستانی که بایدآباد شود
🇮🇷شب مادر محمدجعفری خواب امام زمان را دید که فرمود
محمد!
سرباز من میشی؟!
فریاد زد:
بله آقا!
صبح خبر شهادت شهید افغانی آمد..
#شهید_محمد_جعفری #شهدای_فاطمیون
#افغانستان_همسایه_عزیز_ما
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#پیچ_تاریخی
#برای_دانایی
#محمودسلمانی @mahmoudsalmani1101 #mahmoudsalmani1101
- ۸۲۸
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط