سلمان، الگوی هر مسلمان کمال جو، وارسته و خودساخته است!
سلمان فارسی یکی از بزرگ ترین صحابه پیامبر اسلام(ص) است. در مورد نام اصلی سلمان گزارش های مختلفی وجود دارد؛ برخی نام او را «روزبه» دانسته اند و نام پدرش را «خشنودان (یا خشبوذان)»، و بنابر نقلی «بوذخشان» ذکر کرده اند.
بر اساس روایات نام سلمان را پیامبر اسلام(ص) بعد از مسلمانی بر او گذارد.کنیه سلمان ابو عبدالله بود. بیشتر مورّخان، مکان تولدش را روستای جیّ در اصفهان ذکر کرده،و برخی دیگر نیز رامهرمز گفته اند.
به سلمان فارسی، سلمان بن اسلام و سلمان الخیر نیز لقب داده اند.
پدر سلمان از دهقانان ایرانی بود. در روزگار ساسانیان به طبقه مالک و زمین دار روستایی و شهری دهقان می گفتند.
روایاتی که درباره دوران پیش از اسلام سلمان در دست است، با داستان گویی آمیخته است. آن چه در همه این روایات تأکید شده، روحیه جست وجوگر سلمان است که باعث شد در جست وجوی دین بهتر دست به سفرهای طولانی بزند.
بر اساس این روایات وی در کودکی زردشتی بود، تا این که با دین مسیحیان آشنا شد و بدان گروید و از شهر خود به سوی شام سفر کرد تا به شاگردی روحانیون طراز اول این آیین درآید.
پدر سلمان به واسطه علاقه ای که به وی داشت او را در خانه نگاه می داشت و سفر او به شام نوعی فرار تلقی می شد. او در شام در خدمت کلیسا به سر برد و برای استفاده از محضر مسیحیان پارسا به شهرهای موصل و نصیبین و عموریه سفر کرد.
سلمان از عموریه قصد سفر به حجاز کرد و این بدان جهت بود که از طریق استادان مسیحی اش به نزدیک بودن ظهور پیامبری در آن سرزمین پی برد. او که در این سفر با کاروانی از قبیله بنی کلب همراه بود، به دست آنان اسیر شد و در حجاز به بردگی فروخته شد و به خدمت مردی از یهودیان بنی قریظه درآمد و به مدینه برده شد.
سلمان فارسی، هنگام ورود پیامبر اکرم(ص) به مدینه (در دوازدهم ربیع الاول سال سیزدهم بعثت) اسلام آورد.
او شنیده بود یکی از نشانه های آخرین پیامبری که ظهور می کند؛ آن است که صدقه نمی خورد، اما هدیه را می پذیرد و بین دو کتفش مُهر نبوّت حک شده است؛ از این رو، هنگامی که در محله قباء با پیامبر اکرم(ص) برخورد کرد، مقداری آذوقه به رسم صدقه به آن حضرت داد. پیامبر(ص) از آن آذوقه به یاران داد، اما خودش از آن نخورد.
سلمان این جریان را یکی از آن نشانه های سه گانه به حساب آورد. بار دیگر در مدینه، پیامبر(ص) را دید. مقداری آذوقه به عنوان هدیه به آن حضرت داد و ملاحظه کرد که این بار خود حضرت از آن آذوقه خورد.
برای بار سوم، حضرت را در تشییع جنازه یکی از یارانش دید. به او سلام کرد و پشت سر او به راه افتاد تا نشانه سوم را نیز مشاهده کند. پیامبر(ص) که دریافت سلمان درصدد چیست، مُهر نبوت در بین دو کتف شان را به سلمان نشان دادند .
در این وقت سلمان خود را به دامان پیامبر انداخت و پیامبر را بوسید و اسلام آورد. سلمان، از صاحبش خریداری و آزاد شد و بهای آزادی او نیز از سوی رسول خدا(ص) پرداخت شد.
در سال وفات سلمان فارسی اختلاف نظر وجود داشته و گزارش هایی از وفات ایشان در بین سال های 33 تا 37 هجری قمری وجود دارد. برخی روایات، درگذشت وی را در زمان خلافت عثمان و برخی از روایات آن را در ماه های بعد از خلافت عثمان دانسته اند.
بر اساس روایات، سلمان فارسی عمری طولانی داشت تا حدی که برخی گزارش ها عمر وی را تا 250 یا 350 سال قلمداد کرده اند. همچنین در برخی از گزارش ها آمده است که پس از وفات سلمان، امام علی(ع) از مدینه به مدائن آمد او را غسل و کفن کرد و بر او نماز خواند و دفن کرد.طبق این گزارش، وفات ایشان باید قبل از سال 35 ق باشد.
_واژه «سلمان» از سلامتی و تسلیم گرفته شده است. انتخاب این نام زیبا از سوی پیامبر(ص) نشانه پاکی و سلامت روح سلمان است!
بر اساس روایات نام سلمان را پیامبر اسلام(ص) بعد از مسلمانی بر او گذارد.کنیه سلمان ابو عبدالله بود. بیشتر مورّخان، مکان تولدش را روستای جیّ در اصفهان ذکر کرده،و برخی دیگر نیز رامهرمز گفته اند.
به سلمان فارسی، سلمان بن اسلام و سلمان الخیر نیز لقب داده اند.
پدر سلمان از دهقانان ایرانی بود. در روزگار ساسانیان به طبقه مالک و زمین دار روستایی و شهری دهقان می گفتند.
روایاتی که درباره دوران پیش از اسلام سلمان در دست است، با داستان گویی آمیخته است. آن چه در همه این روایات تأکید شده، روحیه جست وجوگر سلمان است که باعث شد در جست وجوی دین بهتر دست به سفرهای طولانی بزند.
بر اساس این روایات وی در کودکی زردشتی بود، تا این که با دین مسیحیان آشنا شد و بدان گروید و از شهر خود به سوی شام سفر کرد تا به شاگردی روحانیون طراز اول این آیین درآید.
پدر سلمان به واسطه علاقه ای که به وی داشت او را در خانه نگاه می داشت و سفر او به شام نوعی فرار تلقی می شد. او در شام در خدمت کلیسا به سر برد و برای استفاده از محضر مسیحیان پارسا به شهرهای موصل و نصیبین و عموریه سفر کرد.
سلمان از عموریه قصد سفر به حجاز کرد و این بدان جهت بود که از طریق استادان مسیحی اش به نزدیک بودن ظهور پیامبری در آن سرزمین پی برد. او که در این سفر با کاروانی از قبیله بنی کلب همراه بود، به دست آنان اسیر شد و در حجاز به بردگی فروخته شد و به خدمت مردی از یهودیان بنی قریظه درآمد و به مدینه برده شد.
سلمان فارسی، هنگام ورود پیامبر اکرم(ص) به مدینه (در دوازدهم ربیع الاول سال سیزدهم بعثت) اسلام آورد.
او شنیده بود یکی از نشانه های آخرین پیامبری که ظهور می کند؛ آن است که صدقه نمی خورد، اما هدیه را می پذیرد و بین دو کتفش مُهر نبوّت حک شده است؛ از این رو، هنگامی که در محله قباء با پیامبر اکرم(ص) برخورد کرد، مقداری آذوقه به رسم صدقه به آن حضرت داد. پیامبر(ص) از آن آذوقه به یاران داد، اما خودش از آن نخورد.
سلمان این جریان را یکی از آن نشانه های سه گانه به حساب آورد. بار دیگر در مدینه، پیامبر(ص) را دید. مقداری آذوقه به عنوان هدیه به آن حضرت داد و ملاحظه کرد که این بار خود حضرت از آن آذوقه خورد.
برای بار سوم، حضرت را در تشییع جنازه یکی از یارانش دید. به او سلام کرد و پشت سر او به راه افتاد تا نشانه سوم را نیز مشاهده کند. پیامبر(ص) که دریافت سلمان درصدد چیست، مُهر نبوت در بین دو کتف شان را به سلمان نشان دادند .
در این وقت سلمان خود را به دامان پیامبر انداخت و پیامبر را بوسید و اسلام آورد. سلمان، از صاحبش خریداری و آزاد شد و بهای آزادی او نیز از سوی رسول خدا(ص) پرداخت شد.
در سال وفات سلمان فارسی اختلاف نظر وجود داشته و گزارش هایی از وفات ایشان در بین سال های 33 تا 37 هجری قمری وجود دارد. برخی روایات، درگذشت وی را در زمان خلافت عثمان و برخی از روایات آن را در ماه های بعد از خلافت عثمان دانسته اند.
بر اساس روایات، سلمان فارسی عمری طولانی داشت تا حدی که برخی گزارش ها عمر وی را تا 250 یا 350 سال قلمداد کرده اند. همچنین در برخی از گزارش ها آمده است که پس از وفات سلمان، امام علی(ع) از مدینه به مدائن آمد او را غسل و کفن کرد و بر او نماز خواند و دفن کرد.طبق این گزارش، وفات ایشان باید قبل از سال 35 ق باشد.
_واژه «سلمان» از سلامتی و تسلیم گرفته شده است. انتخاب این نام زیبا از سوی پیامبر(ص) نشانه پاکی و سلامت روح سلمان است!
- ۵.۵k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط