{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رستوران مبتکر ..داستان کوتاه

رستوران مبتکر ..داستان کوتاه

رستورانیکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود:شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد.راننده ای با خواندن این تابلو اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوش جان کرد.بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود، ولی دید....


که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش سبز شده است.با تعجب گفت: مگر شما ننوشته اید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت؟!خدمتگزار با لبخند جواب داد: چرا قربان، ما پول غذای امروز شما را از نوه تان خواهیم گرفت،ولی این صورتحساب مال مرحوم پدربزرگ شماست
دیدگاه ها (۱)

وقتی تو را می بینم خورشید . تمام وجودم بلرزه در میاید . اینق...

برای تو، برای چشم‌هایتبرای من، برای دردهایمبرای مابرای این ه...

صنما چنان لطیفی که به جان ما درایی صنما به حق لطفت که میان م...

عرض ادب یه ساحت مقدس شما

رستوران مبتکر : یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورو...

یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته ب...

رستوران مبتکرداستان کوتاهیکی از غذاخوری های بین راه بر سر در...

یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته ب...

یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته ب...

هر شب با یک داستان کوتاه #داستان_شب یکی از غذاخوری های بین ر...

یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی اش با خط درشت نوشت...

دوشنبه95/3/10ساعت11:47یک غذاخوری بین راهی ، بر سردر ورودی ا...

یک غذا خوری بین راهی بر سردر ورودی اش با خط درشت نوشته بود: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط