مستِ آن یارم کہ دارد با نَظَر لُطفی بہ مَن

مستِ آن یارم کہ دارد با نَظَر لُطفی بہ مَن
من بہ اِعجاز از نگاهَش می‌شوم مستانہ‌اے
دیدگاه ها (۱)

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

#دلبرا دل میدهم تو دلدارم می شوی ؟عاشق زار تو میگردم تو یارم...

یا امام #رضاجانتو را به غریبی ات قسم می دهم که تسکین درد این...

بهلول و مستی خلیفهروزی بهلول وارد قصر هارون‌الرشید شد. خلیفه...

💚🌱 محبوب من تو گل یاسی که هر #صبحاز عطرحضورت مست می‌شوم ،تو ...

. یک نفر هست که من مست نگاهش شده ام عاشق و شیفته ی چشم سیاهش...

آتش باشى ،براى تو هيزم مى‌شوم ...دريا بروى ،، پارو ...تو همي...

از میان ۱۲۰۰ نفر، سهم من فقط چند ثانیه بود؛چند ثانیه از نگاه...

نگاهش مثِ نوری بود که بی‌اجازه می‌تابید؛ نوری که انگار بلد ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط