dr.fati
۱۵۲
پسند
چایی مینوشیدم و یادش افتادم
چایی مینوشیدم و یادش افتادم
یکباره دلتنگش شدم
بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد
همه با تعجب نگاهم کردند
لبخند تلخی زدم وگفتم:چقدر داغ بود!
#رها_آذین
دانلود
۱.۹k
۲۹ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (
۲
)
«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۶سریع دوش گرفتم و آرایش کردم...
و ته...هنوز نگاهم میکرد.من لبخند زدم.یه لبخند پر از اشک.بعد...
رمان :تا وقتی که عاشقت شدم
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂""""""""""""𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 09""""""""""""""""""""...
پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...
❤️🔥╣[No touching فصل ۲]╠❤️🔥(。♡part 218♡。)دستشو ...
حقیقتا واقعا خستم میدونم شمام خسته اید به هر حال هرکس به اند...
هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_86+خوشت میاد عصبیم کنی ؟نفس ...
چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...
𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین