آخر ای عشق تو رسوای جهانم کردی...
آخر ای عشق تو رسوای جهانم کردی...
عقل ازدیده ستاندی وتو خامم کردی...
تو به بازیچه گرفتی دل دیوانه من...
شورعشقی به دل افکنده ورامم کردی...
در می ومستی وباده شده ام غرق سجود...
شوق دیداروصالی که به کامم کردی....
دل شیدایی من محو شکرخند تو شد...
مست ازافسون نگاهی که بدامم کردی...
صحبت از ساقی عشق است وشب ودست ودعا...
کنج محراب دلت عابد نابم کردی...
سرشوریده ما گشت فدای(......)
که به یک غمزه خود شهره عامم کردی...
من ویک عشق فسونگر شب وشمع وقرص ماه...
شاهدند بر غم و دردی که به نامم کردی....
عقل ازدیده ستاندی وتو خامم کردی...
تو به بازیچه گرفتی دل دیوانه من...
شورعشقی به دل افکنده ورامم کردی...
در می ومستی وباده شده ام غرق سجود...
شوق دیداروصالی که به کامم کردی....
دل شیدایی من محو شکرخند تو شد...
مست ازافسون نگاهی که بدامم کردی...
صحبت از ساقی عشق است وشب ودست ودعا...
کنج محراب دلت عابد نابم کردی...
سرشوریده ما گشت فدای(......)
که به یک غمزه خود شهره عامم کردی...
من ویک عشق فسونگر شب وشمع وقرص ماه...
شاهدند بر غم و دردی که به نامم کردی....
- ۴۸۱
- ۱۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط