زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب
🕊️ زندگینامه شهید والامقام محمد زیارتی
شهید محمد زیارتی در سال ۱۳۳۲، در خانوادهای فقیر و مذهبی در روستای خورشهاب تنگستان دیده به جهان گشود. در سهسالگی، مادر خود را از دست داد.
خانواده وی، همچون بسیاری از خانوادههای خطه تنگستان، عشق و علاقه فراوانی به دین و مذهب داشتند و نسبت به روحانیون نیز دلبستگی خاصی نشان میدادند.
شهید زیارتی دارای سه برادر و فرزند دوم خانواده بود و از ایشان پسری به نام عیسی به یادگار مانده است.
وی در ۱۸سالگی، برای امرار معاش راهی کشورهای ساحلی خلیج فارس شد و مدتی در رفتوآمد بود. پس از آن، شغل بنّایی را پیشه کرد و در روستای خود به کار و تلاش مشغول شد.
با آغاز قیام مردم علیه حکومت طاغوت به رهبری حضرت امام خمینی(ره) در سال ۱۳۵۶، شهید زیارتی حضوری فعال و گسترده در تظاهرات و راهپیماییها داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، شاهد پرپر شدن گلهای این انقلاب به دست منافقان و دشمنان بود و این حوادث روح او را آزرده میساخت.
او شیفته خدمت به انقلاب بود و با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، همچون هزاران جوان دیگر، در آرزوی حضور در جبهه و دفاع از میهن و اسلام به سر میبرد.
🌙 رویای مکه و شوق جبهه
در تاریخ ۲۲ ماه مبارک رمضان سال ۱۳۶۱، پس از افطار، در حالی که از شدت خستگی به خواب رفته بود، پس از بیدار شدن گفت:
«خوابی دیدم که یک نفر آمد بالینم و به من گفت: محمد، چرا به مکه نمیروی؟ گفتم: من پول ندارم. او بلافاصله جواب داد: مکه تو پولی نیست؛ باید بروی.»
پس از این خواب، شوق رفتن به جبهه در وجودش شعلهور شد و حتی لحظهای آرام و قرار نداشت.
سرانجام پس از عید فطر و اقامه نماز، به همراه چند تن از همولایتیهای خود، از جمله شهید علی بنجویی، عازم جبهه نور علیه ظلمت شد.
شهید زیارتی حدود سه ماه در منطقه عینخوش حضور داشت. با آغاز عملیات محرم، وی که در آن زمان همسنگر شهید علی بنجویی بود، از ناحیه دست راست مجروح شد و به مدت ۱۰ روز در بیمارستان شهید بهشتی قم بستری گردید.
پس از ترخیص و بازگشت به منزل، به دلیل شدت یافتن جراحت، تحت عمل جراحی قرار گرفت؛ اما همچنان درد میکشید و با دلی بیقرار میگفت:
«خدایا، چرا مرا به آرزویم نرساندی؟»
پس از حدود یک ماه اقامت در منزل، دست او دچار فلج شد و مقرر گردید برای ادامه درمان به تهران اعزام شود تا در صورت نیاز، مقدمات اعزام وی به خارج از کشور فراهم شود.
به همین منظور، پس از دریافت مدارک لازم از بنیاد شهید بوشهر و خورموج، در تاریخ ۱۳۶۱/۱۲/۰۱ عازم تهران شد.
اما تقدیر الهی این بود که در مسیر، در سهراهی سلفچگان، در محور قم ـ تهران ـ اراک، دچار سانحه رانندگی شود. شهید زیارتی پس از انتقال به بیمارستان نیکویی قم، سرانجام به آرزوی دیرینه خود رسید و به لقاءالله پیوست.
🌹 یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
🇮🇷 شهیدانه بندر بوالخیر 🇮🇷
شهید محمد زیارتی در سال ۱۳۳۲، در خانوادهای فقیر و مذهبی در روستای خورشهاب تنگستان دیده به جهان گشود. در سهسالگی، مادر خود را از دست داد.
خانواده وی، همچون بسیاری از خانوادههای خطه تنگستان، عشق و علاقه فراوانی به دین و مذهب داشتند و نسبت به روحانیون نیز دلبستگی خاصی نشان میدادند.
شهید زیارتی دارای سه برادر و فرزند دوم خانواده بود و از ایشان پسری به نام عیسی به یادگار مانده است.
وی در ۱۸سالگی، برای امرار معاش راهی کشورهای ساحلی خلیج فارس شد و مدتی در رفتوآمد بود. پس از آن، شغل بنّایی را پیشه کرد و در روستای خود به کار و تلاش مشغول شد.
با آغاز قیام مردم علیه حکومت طاغوت به رهبری حضرت امام خمینی(ره) در سال ۱۳۵۶، شهید زیارتی حضوری فعال و گسترده در تظاهرات و راهپیماییها داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، شاهد پرپر شدن گلهای این انقلاب به دست منافقان و دشمنان بود و این حوادث روح او را آزرده میساخت.
او شیفته خدمت به انقلاب بود و با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، همچون هزاران جوان دیگر، در آرزوی حضور در جبهه و دفاع از میهن و اسلام به سر میبرد.
🌙 رویای مکه و شوق جبهه
در تاریخ ۲۲ ماه مبارک رمضان سال ۱۳۶۱، پس از افطار، در حالی که از شدت خستگی به خواب رفته بود، پس از بیدار شدن گفت:
«خوابی دیدم که یک نفر آمد بالینم و به من گفت: محمد، چرا به مکه نمیروی؟ گفتم: من پول ندارم. او بلافاصله جواب داد: مکه تو پولی نیست؛ باید بروی.»
پس از این خواب، شوق رفتن به جبهه در وجودش شعلهور شد و حتی لحظهای آرام و قرار نداشت.
سرانجام پس از عید فطر و اقامه نماز، به همراه چند تن از همولایتیهای خود، از جمله شهید علی بنجویی، عازم جبهه نور علیه ظلمت شد.
شهید زیارتی حدود سه ماه در منطقه عینخوش حضور داشت. با آغاز عملیات محرم، وی که در آن زمان همسنگر شهید علی بنجویی بود، از ناحیه دست راست مجروح شد و به مدت ۱۰ روز در بیمارستان شهید بهشتی قم بستری گردید.
پس از ترخیص و بازگشت به منزل، به دلیل شدت یافتن جراحت، تحت عمل جراحی قرار گرفت؛ اما همچنان درد میکشید و با دلی بیقرار میگفت:
«خدایا، چرا مرا به آرزویم نرساندی؟»
پس از حدود یک ماه اقامت در منزل، دست او دچار فلج شد و مقرر گردید برای ادامه درمان به تهران اعزام شود تا در صورت نیاز، مقدمات اعزام وی به خارج از کشور فراهم شود.
به همین منظور، پس از دریافت مدارک لازم از بنیاد شهید بوشهر و خورموج، در تاریخ ۱۳۶۱/۱۲/۰۱ عازم تهران شد.
اما تقدیر الهی این بود که در مسیر، در سهراهی سلفچگان، در محور قم ـ تهران ـ اراک، دچار سانحه رانندگی شود. شهید زیارتی پس از انتقال به بیمارستان نیکویی قم، سرانجام به آرزوی دیرینه خود رسید و به لقاءالله پیوست.
🌹 یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
🇮🇷 شهیدانه بندر بوالخیر 🇮🇷
- ۴۳.۱k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط