گر همچو من افتادهٔ این دام شوی

گر همچو من افتادهٔ این دام شوی
ای بس که خراب باده و جام شوی

ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
با ما منشین اگر نه بدنام شوی


حافظ
دیدگاه ها (۱۹)

صوفی بیا که آینه صافیست جام راتا بنگری صفای می لعل فام راراز...

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

#دلبرا دل میدهم تو دلدارم می شوی ؟عاشق زار تو میگردم تو یارم...

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی که به کوی می فروشان دو هز...

در دل هر ذرهِ هستی شعوری نهفته هست که همه ارکان آن به زبان س...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

بر سر تربت ما چون گذری...

🍒🍃تکیه بر دل در جهانِ بی پناهی مشکل استدر هجوم اشک ها لبخندِ...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط