{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part ²⁰

کوک و ته باهم: افرین بخوره تورسرت
ات:کاری نکن کاری کنم زمینو لیس بزنی
کوک:خودت فهمیدی چیگفتی
ات:معلومه
ات:خب اقای کیم بگو ببینم از چند سالگی مافیایی(بچه ها سن ته و گفته بودم اگه نگفتم ۲۵)
ته: امم فک کنم ۱۷ سالگیع
ات: شاش یعنی ۸ ساله که مافیایی
ته:اوهوم
ات:اوکی بزا ببینم کوک هر وقت میگفت کار دارم میومد اون کارارو میکرد
کوک:اوهوم
ات:کسی باتو نبود کوک
کوک:چش غره
ات: کوک فک کنم گوشیت خراب شده
کوک:ات دوباره که اون کارو نکردی
ته:کدوم کار
کوک:ات دوباره گوشیم و حک کردی ایندفعه بیشتر از بیست رقم بود(و ادمینی که هیچی درمورد حک کردن نمیدونه🙂😑)
ات:میدونم خودم حک کردم مثلا
ته:ات فکر نمیکردم کارت انقدر درست باشع شنیده بودم جهشی خوندی ولی دیگه نمیدونستم انقد کار درستی میای تو باند ما
ات:باند مافیاییتون، معلوم کارم درسته بیشتر از صد رقمم میتونم حک کن بچ
ته:اره باند مافیاییمون
ات:اوکی درمودش فکر میکنم
بعد یه ساعت
ات:بریم دیگه
کوک:اوهوم
وسایلشون رو بادیگاردا اوردن تو ونُ ات و کوک و ته سوارشدن و
ات:قبول میکنم
ته:چیرو
ات:وای که تو چقد اوسکلی(ات خانم اوسکلی از شماس) اینکه تو باندتون کار کنم
ته:اها پس بریم باند تورو بابقیه اشنا کنم
ات:اوکی
****
این پارتو کوتاه نوشتم چون خانومم هی امتحان میگره ولی بعد امتحان بیشتر میزارم
فالوور بشین=¹⁶⁰
لایک=⁶
کامنت=⁶
باییی بوس بهتون😘
دیدگاه ها (۱۳)

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

#برادر ناتنی من

پری کوچولوی من پارت ۲کوک: به بدم کش و قوصی دادم و خمیازه کشی...

پارت 43 رمان عشق مدرسه ای ات: باشه حالا توهم و دوباره ات و ه...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط