{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی

چند پارتی
( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )
........‌..................................................
معرفی نامه :

فیلیکس....پدر واقعیه ات
یونا مامان واقعیه .....ات
..........با بقیه بعدا آشنا میشید
....
پارت ۱
سلام من اتم خانوادم خیلی خیلی ازم بدشون میاد...میگن قرار بود یه داداش داشته باشم ولی به خاطر من مرد
..همه ازم بدشون میاد ..الان من دارم تازه از دانشگاهم برمیگردم خونه ......
( مامان ات رو م.ات مینویسم و پدر ات رو پ.ات مینویسم)
سلام مامان
م.ات : سلام ( سرد)
پ.ات : ؟؟؟ بی جواب
م.ات : بیا این ناهارت رو کوفت کن ( ببخشید واسه این کلمه ها)
ات : چشم
پ.ات : میخوام یه چیزی رو بهت بگم ..
ات : چی ؟
پ.ات : وسط حرفم نپر بچههه
ات : چ....چشم ب....ببخشید
م.ات : امروز قراره یه خانواده جدید داشته باشی..اونا میخوان بیان دنبالت
ات : چیییییی و...ولی
پ.ات : ولی ..ولی نکن واسه من برو وسایلت رو جمع کن بدوووو
ات با گریه : چشم
م.ات : بدووووو زووودد
ات : چشم چشم (‌ با گریه)
.....................................بعد از ۵ دقیقه
ات‌: من آمادم
پ.ات : خوبه برو جلو در منتظرتن
ات : خدا...خدافظ
پ.ات : ؟؟؟؟؟ بی‌جواب
م.ات : ؟؟؟ بی جواب
ات : سلام
شوگا ( پدر جدید ات )
شوگا : سلام من پدر جدیدتم ....این خونه کلی قانون داره
که اگر بزنی زیرش .‌‌‌‌‌.......برات خیلی خیلی بد تموم میشه
ات : چ.....چشم
شوگا : خوبه......خب .....تو یه مامان به اسم یوری داری و .....یه داداش بزرگ تر از خودت به اسم الکس داری
ات : ببخشید تو کلامتون ولی....شما سن منو از کجا فهمیدید
شوگا : احمق که نیستیم بدون اطلاعات یه دختر برداریم بیاریم تو خانوادمون .......راستی ...فکر نکن ما باهات مهربونیم ...اصلا .....تو اصلا فکرش رو هم نکن که من تو رو به عنوان دخترم قبول کنم .....تو درواقع خدمتکار این خونه ای ......بقیه رفتاری که با هات دارم به خاطر مهربونیم هست
قانونا رو از الان میگم
۱ هر روز صبح ساعت ۴ نصف شب از خواب بیدار میشی کارایی که آجوما بهت میگه رو میکنی و اینکه دانشگاه هم نمیری ..آجوما بهت یاد میده
۲ همیشه راس ساعت ۱۱ و نیم صبخانه باید واسه کل خانواده غیر از من فراهم باشه  اگر برات سوال هست من میرم کارای مافیایی دارم باید بکنم ......
۳ ناهار باید راس ساعت ۳ آماده باشه و شام هم راس ساعت ۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر این قانونا بزنی تنبیه میشیی
...ادامه در پست بعد
دیدگاه ها (۰)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

پارت هشتم

دوستان پروفایل باز عوض شددوستان : د یدقه آروم باش دیگه انقد ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسموقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط