ساکتم اما خیال آشوبم از غوغای تو
ساکتم اما خیال آشوبم از غوغای تو
هر کسی دلداری ام داده به استثنای تو
آهِ عاشق پیشگان گیراست ای تشویشگر
از همین امروز در تشویشم از فردای تو
همزمان با گریه هایم خنده هم سر میرسد
خوب و بد دیوانه ام کردند بازی های تو
هر که میآید به سمتم بی شباهت با تو نیست
دیده ام یک شهر را با سیرت و سیمای تو !
دوستت دارم اگر چه فاصله فرسنگ هاست
از لب دنیای من تا گونه ی دنیای تو !
بوسه هم آیینه را گاهی مکدر میکند
دیدنی تر میشود از دور سر تا پای تو
عشق شورانگیزِ پنهانی شهیرم کرده ای
شاعری مشهور با چشمان شعر آرای تو !
زندگی تکرار مرگ آورترین لحظه هاست
ارزنی ارزش ندارد این جهان منهای تو !
گرم خلوت با خیالت بودم و غافل شدم
سرد شد این بارهم ؛ هم چای من هم چای تو
هر کسی دلداری ام داده به استثنای تو
آهِ عاشق پیشگان گیراست ای تشویشگر
از همین امروز در تشویشم از فردای تو
همزمان با گریه هایم خنده هم سر میرسد
خوب و بد دیوانه ام کردند بازی های تو
هر که میآید به سمتم بی شباهت با تو نیست
دیده ام یک شهر را با سیرت و سیمای تو !
دوستت دارم اگر چه فاصله فرسنگ هاست
از لب دنیای من تا گونه ی دنیای تو !
بوسه هم آیینه را گاهی مکدر میکند
دیدنی تر میشود از دور سر تا پای تو
عشق شورانگیزِ پنهانی شهیرم کرده ای
شاعری مشهور با چشمان شعر آرای تو !
زندگی تکرار مرگ آورترین لحظه هاست
ارزنی ارزش ندارد این جهان منهای تو !
گرم خلوت با خیالت بودم و غافل شدم
سرد شد این بارهم ؛ هم چای من هم چای تو
- ۵.۳k
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط