اگه به کارکترا بادشکن بی توجهی کنید{پارت ۲}

موضوع: {اگه بهشون بی توجهی کنید}
کارکترها:
نیری
سوگیشیتا

نیری:
این شباهت ها هستن که انسان ها رو بهم نزدیک می‌کنند، ا/ت و نیری هم بخاطر شباهت رفتاری زیادشون ی زوج گرم و دوستانه هستن که همیشه کنار هم شاد هستن و لبخند میزنند.
ولی امروز ی چیز تغییر کرده ، اونم تغییر رفتار گرم ا/ت به ی آدم کاملا متفاوت ، جوری که انگار نیری وجود خارجی ندارد.
و همین باعث نگرانی نیری شده که مبادا ا/ت دیگه دوستش نداشته باشد.
نیری که دیگه تحمل نداشت رفت روبه رو ا/ت نشست، که باعث شد ا/ت ی لحظه بهش نگاهی بندازه و با لحنی ملایم ولی نگران گفت:{ا/ت، چیزی شده؟ من کاری کردم؟}
ا/ت:{خودت چی فکر میکنی؟}
نیری که از جواب ا/ت جا خورده بود گفت:{م...من.. نمیدونم، فقط متاسفم، اگر کاری کردم که ناراحت شدی باور کن از روی عمد نبود‌‌} نفس عمیقی کشید و ادامه داد:{ولی...اگر نخواهی با ی آدم دست و پا چلفتی، که ناراحتت می کنه باشی...بهت حق میدم} هرچند که بخش آخر رو با بغض گفته بود.
و ا/ت هم که آروم تر شده بود ، دستش رو محکم تر گرفت و با یکی از لبخند های همیشگیش گفت:{ولی من دلم نمیاد تو گریه کنی، پس می بخشمت}
نیری که انگار بالاخره موفق شد نفس راحتی بکشه ا/ت رو بغل کرد و ادامه داد:{ممنون، ولی چرا باهام اونجوری رفتار می کردی}
ا/ت هم فقط محکم تر بغلش کرد و گفت:{دیگه تمام شد مهم نیست}


سوگیشیتا:
قطعا با سوگیشیتا بودن یکی از سخت ترین کار های ممکنه، چون نسبت به همه شخصیت خاص و متفاوتی داره ولی ا/ت اون رو بخاطر همین تفاوت هاش دوست داره، هرچند که گاهی بعضی رفتاراش واقعا دل ا/ت رو میشکنند.
امروز باز این اتفاق افتاد ولی با این تفاوت که بعد از اون ا/ت دیگه اصلا شبیه قبلش نبود ، کاملا سرد و دور شده بود، و تقریباً همه فهمیده بودن با سوگیشیتا به مشکل خورده بوده.
و درست همین جا بود که سوگیشیتا خیلی اتفاقی حرفای سو و نیری رو شنید ، که درباره اینکه احتمالاً ا/ت دیگه ازش خسته شده و حق هم داره بود.
و همین شد که سوگیشیتا بعد از گرفتن مشاوره های فراوان از اوممیا تصمیم گرفت که از ا/ت معذرت خواهی کنه، البته نه با گل بلکه با میوه های باغ اوممیا که ایده خودشم بود.
به محض اینکه رسید ، ا/ت رو دید که داشت فیلم نگاه می کرد پس کنترل رو گرفت و تلویزیون رو خاموش کرد.
ا/ت:{هی، جای حساس فیلم بود}
ولی سوگیشیتا توجه نکرد و میوه هایی که اوممیا داده بود رو ، به ا/ت داد و با لحن عادی همیشگی گفت:{ببخشید...}بعد هم ساکت مثل همیشه ی گوشه نشست.
و ا/تی رو داریم که برگاش ریخته ولی از اونجایی که برای سوگیشیتا همین هم پیشرفت بزرگی بود، ا/ت دوباره شد همون ا/ت قبلی ، و سوگیشیتا هم هر چند که نشون نمی‌داد ولی ته دلش خوشحال بود.


احتمالا برای این سناریو تا شب دوتا پارت دیگه هم بزارم.


#سناریو#وانشات#فن‌فیک#چند‌پارتی#دو‌پارتی#توکیو‌ریونجرز#ران#ریندو#باجی#مایکی##سانزو#چیفویو#دراکن#تاکه‌میچی#میتسویا#مدرسه‌قهرمانانه‌من#میدوریا#باکوگو#شوتو#مومو#اوراراکا#آیزاوا#شیگاراکی#دابی#کیریشیما#کامیناری#عاشقانه‌شیطانی #شو#ریجی#آیاتو#لایتو#کاناتو#سوبارو#یویی#ساکاماکی‌ها#شیطان‌کش#فرفره‌های‌انفجاری#سگ‌های‌ولگرد‌بانگو
دیدگاه ها (۸)

سوگیشیتا: پس چه کس دیگه ای هم میتونه اینکارو کنهسو : با توجه...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

ریاکشن پارت ۲

سناریو میتسویا پارت اخر

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط