تک پارتی سینا ساعی وقتی

《دوست دخترشیم و قرار ملاقات با مادرش داریم،واکنش مادرش چیه؟》
ویو ات
تو و سینا یه میز تو کافه رزرو کرده بودید که تو برای اولین بار مادر سینا رو ملاقات کنی یه میکاپ کیوت دخترونه زده بودی چون مادر سینا پاش درد میکرد مجبور بود تا کافه ۲تا تاکسی عوض کنه سینا هم تا مادرش بیاد چون تو ضعف داشتی بخاطر اینکه شکمت وسط حرافای مامانش قار و قور نکنه برات کاپوچینو و ترامیسو گرفت که ته بندی کنی ۱۰ دقیقه بعد از اینکه نشصته بودید مادر جان به سینا تکس دادن که تاکسی دوم رو سوار شدن که سینا جان پول تاکسی رو برای مادرش بزنه،تو از فرصت استفاده کردی و رفتی دست شویی که رژ لبت رو ترمیم کنی و یهذره به موهات حالت دادی،قرص خوش بو کننده ای که سینا برات خریده بود رو انداختی تو دهنت و بعد از اینکه یه رژ گونه زدی و یهذره لیب گلاس زدی و بعد از عطر برندی که باز آقا سینااااا😑برا مادمازل گرفته بود،بالا خره پرنسس مون تشرف بردن سمت در و دست گیره رو کشیدی پایین و در رو از چهار چوب در فاصله دادی و میزتونو نگاه کردی که نکنه آجومانیم
(حاج خانم بزرگ)تشریف آوردن یا نه
ویو مادر جان(من وقتی میگم مادر جان منظورم مادر سینا جان هستش،اونم فقط بابت اینکه ایشون انقدر بامزه و گوگولی هستن و انقدر پسر دلبر و هاتی دارن)
از تاکسی پیاده شد و چشمش تو کافه بود که خیلی بزرگ و پر جمعیت بود که مادر جان تصمیم گرفتن که قبل رفتن به کافه یا چیزی برای دوست ختر پسرش بگیره پس سینا به ات زنگ زد و به دروغ گفت که شاید یهذره دیر کنن چون مادر سینا خان مثلا دوستاشو دیده ات ناراحت شد اما هی سعی میکرد که به دل نگیره حالا اون ور سینا خان و مادر جان داشتن برای جنابالی از پس انداز مادر جان برات یه گردن بند میگرفتن چون انگار تو خیلی اکسستوری دوست داری مخصوصا دست بند و گوشواره پس مادر جان برات ۱۳ ملیون خرج کرد اونم فقط بخاطر اینکه تو حتا از پشت عکس هم به دلش نشسته بودی پس اگه تو و سینا قصد ازدواج داشتید کار مادر جان راحت بود اوه شت،فکنم لو دادم،آره ذوق نکن بدبخت،خوش به حال ات که الان به جای اینکه تو ات باشی منم 😎😂ههههه،کیف خر،بذگریم(بگذریم ❌بذگریم✔)سینا چند وقتی بود که میخواست ازت خواستگاری کنه اما روش نمیشد پس با مادرش هماهنگ کرد که لو نده(در آینده چیزی که میخونید خیلی قراره خفن بشه)حالا هم رفته بودن که مادرش برات گردنبند بخره و هم سینا با کمک مادرش و طرز تفکر خودش برات یه انگشتر الماس بخرن که اگه با ذره بین تو الماسه رو ببینن دقیقا اسم سینا به انگلیسی روش حکاکی شده یعنی برای انگشتر تو ایم سینا و ب ای انگشتر سینا اسم تو حکاکی شده بود که اینم بگم که نگران نباش انگشتره خیلی خوشگل و جم و جوره و اینکه چون هم الماس بود و هم سفارشی بود حداقل۴میلیارد برای سینا خرج انداخت که ۵۰۰میلیونش رو مادر سینا کمک کرد اونم فقط بخاطر اینکه دوست داشت:)(قدرت مادر شوهر آینده به روایت تصویر😢😄)
ویو ات
تودیدی خیلی دارن طولش میدن کمکم داشتی ناامید میشدی که نکنه مادر جان ازت خوشش نیومده اما باز منتظرشون موندی تا اینکه سینا زنگ زد بهت
سینا_الو سلام عزیزم
ات_الو،سینا کجایی؟!
سینا_با مامان رفته بویم یه چی برات بگیریم
ات_سینا من چیزی نمیخوام فقط بیا
سینا_ات
ات_هوم
سینا گوشی رو قط کرد
ات_واا ناراحت شد!؟
با صدای سینا برگشتی
سینا_با من ازدواج میکنی
تعجب کرده بودی مادر جان دقیقا کنارش وایساده بود سینا یه حلقه الماس خوشگل رو برات خریده بود داشتی گریه میکردی و نمیدونستی باید چی کار کنی همه ازتون عکس و فیلم میگرفتن اما تو و سینا فقط یه هم خیره شده بودید
ات_بله
سینا پرید بقلت و محکمبقلت کرد تو هم متقابلا بقلش کردی سینا تورو نوازش میکرد و پست سر هم هی میگفت
سینا_عاشقتم،عاشقتم ات عاشقتم
دیدی زشته که بقل مادر جان نری پس از بقل سینا در اومدی و رفتی پیش مادرش بقلش کردی و مادر جا هی میگفت
مادر جان_مبارکه عزیزم مبارکه
مادر جان لحن مهربونیی داشت که باعث شد بعد سینا خیلی مادر جونو دوست داشته باشی چون هم خیلی مهربون بود و هم خیلی به دلت نشسته بود مادر جان یواشکی تو گوشت گفت
مادر جان_خیلی خوشگلی،امید وارم که نوه هامم مثل تو باشن
ات_خیلی ممنونم،حتمااا،ولی فکنم اگه مثل باباشکن باشن جذاب تر میشن
مادر جان دست راستشو رو شونه هات گذاشت وباشوخی جوابتو داد
مادر جان_اون که صد درصد
همتون خندیدید
مادر جان_وای دخترم چقدر تو خوشگلی
ات_ممنون چشاتون زیبا میبینه
سینا_مامان دوست دختر منو دیدی،حالا برو پز دوست دختر داداشو بده
مادر جان_واقعا اون خیلی جذاب بود
سینا_مامانن!
ات_لابد خوشگل تر ار من بوده؟
مادر سینا_معلومه که خوشگل بوده اما تو انگار ماهی
و مادر ینا تورو دید و پسندید و تو و سینا الان ازدواج کردید.
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی سینا ساعی وقتی

۳پارتی سینا ساعی وقتی

《دوست دخترشی و رو پاش میشینی》خونه ساکت بود فقط صدای اکسپلور ...

وانشات سینا ساعی وقتی

Last leaves/رمان جیمین

حسودی کردن تو دوست داشتن یه نفر خیلی قشنگه به نظرم حسودی که ...

نمیگم حرفم خطاب به کیه (خطاب به خیلیاس) خب شما ها دوست های خ...

the lost leaves/رمان جیمین

سناریو قفل آبی

#تک_پارتی_هیونجینتوضیحات:تو و هیونجین یه ساله باهم ازدواج کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط