این هم میزارم برا اون دسته از عزیزانی ک در بحثها ب افراد
این هم میزارم برا اون دسته از عزیزانی ک در بحثها ب افرادی برمیخورن ک میگن: این انقلاب واسه ما چیکار کرده، گرونیه، خیلی در تنگنا هستیم، فقر و بدبختی تو جامعه ما زیاده و در یک کلام گِلشون از انقلاب اینه ک حداقلهای رفاهی رو براشون تأمین نکرده...
اول اینکه برا پاسخ ب اون دسته افراد این سخن از امامخمینی رو بهشون یادآوری کنید ک فرمودند: نگویید انقلاب برا ما چی کار کرده، ببینید شما برای انقلاب چکار کردید
دوم هم پیام زیر رو بهشون نشون بدید...
درس عشق ومعرفت ازابو ذرغفاری به امام زمان خود
روزی حضرت علی (علیه السلام) نزد اصحاب خود فرمودند: من دلم خیلی بحال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.
اصحاب پرسیدند چطور ؟
مولا فرمودند: آن شبی که به دستور عثمان ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای عثمان به خانه ی او رفتند چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با عثمان بیعت کند.
ابوذر خشمگین شد و به مامورین فرمود: شما دو توهین به من کردید .
اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید و.
دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟
شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من علی فروش شوم؟
تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی علی عوض نمی کنم.
آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.
مولا گریه می کردند و می فرمودند: به خدایی که جان علی در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان عثمانی محکم بست سه شبانه روز بود او و خانواده اش هیچ نخورده بودند و از گرسنگی سنگ به شکم خود بسته بودند...
کاش ما هم مانند ابوذر امام زمان خود را به دنیا و.......... نفروشیم
اول اینکه برا پاسخ ب اون دسته افراد این سخن از امامخمینی رو بهشون یادآوری کنید ک فرمودند: نگویید انقلاب برا ما چی کار کرده، ببینید شما برای انقلاب چکار کردید
دوم هم پیام زیر رو بهشون نشون بدید...
درس عشق ومعرفت ازابو ذرغفاری به امام زمان خود
روزی حضرت علی (علیه السلام) نزد اصحاب خود فرمودند: من دلم خیلی بحال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.
اصحاب پرسیدند چطور ؟
مولا فرمودند: آن شبی که به دستور عثمان ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای عثمان به خانه ی او رفتند چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با عثمان بیعت کند.
ابوذر خشمگین شد و به مامورین فرمود: شما دو توهین به من کردید .
اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید و.
دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟
شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من علی فروش شوم؟
تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی علی عوض نمی کنم.
آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.
مولا گریه می کردند و می فرمودند: به خدایی که جان علی در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان عثمانی محکم بست سه شبانه روز بود او و خانواده اش هیچ نخورده بودند و از گرسنگی سنگ به شکم خود بسته بودند...
کاش ما هم مانند ابوذر امام زمان خود را به دنیا و.......... نفروشیم
- ۱.۸k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط