به سوی پایتخت عشق _ ادامه (رسالت3مهر1400)

شناسه خبر : 51378 ارسال پرینتخانه » اسلایدر, فرهنگی تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۴۰۰

* به سوی پایتخت عشق _ ادامه *

«به یاد قدم‌های جابر….» جای حاج‌بخشی خالی است. این جمعیت جان می‌داد برای «ماشاءالله حزب‌الله» گفتن. جای ریان بن شبیب خالی است. باید می‌دید مردم چگونه حرف امام رضا را گوش‌داده‌اند و لااقل در این چند روز جز برای حسین گریه نمی‌کنند. جای جلال خالی است. این سفر نیز برای خود حجی است؛ اما نه حج خانه خدا، که حج خون خدا. حج خون خدا هم یک «خسی در میقات» می‌طلبید… جای سیدمرتضی خالی است. نه‌فقط برای این‌که شاید به تصاویر «روایت فتح» و برگ‌های «فتح خون» چیزهایی اضافه می‌شد، بلکه شهیدآوینی از پیش دیده بود توبه بشر را و شنیده بود صدای قدم‌های تمدنی نوین را. کاش بود و می‌دید که آتش عشق حسین‌بن‌علی چگونه دارد بشر بی‌روح و تنها مانده را به سمت کوه طور توحید و خداپرستی راه می‌نماید. جای شریعتی خالی است. او در «کویر» گلایه می‌کند چرا مردم به‌جای «راه علی» راه شیری آسمان را «کهکشان» می‌خوانند. شریعتی می‌گفت «راه علی» یعنی انگار حضرت علی از جایی می‌گذشته و این دانه‌های گوهر از او می‌ریخته اما کهکشان، یعنی ستاره‌ها مانند ذرات کاه می‌مانند که پراکنده‌شده‌اند. کاش بود و می‌دید این «راه علی» را که به حسین ختم می‌شود

و می‌شود کهکشان حسین. کاش می‌دید که حضرت عشق، چگونه از مردمی که کاهی بیش نبودند، ستاره ساخته و آن‌ها را به گرد شمس وجود خودش می‌گرداند. جای بهشتی خالی است. او که خود در قله علم بود اما توصیه می‌کرد «عاشق شوید! عقل راه به‌جایی نمی‌برد.» جای هرکسی که عشق و زیبایی را دوست داشت خالی است، ای‌کاش بود و می‌دید این جلوه عشق و زیبایی را… جای حاج‌قاسم خالی است. این درخت زیارت‌الأربعین که امروز بال‌وپر گرفته، با خون او و مدافعان حرم آبیاری شد. این گلستانی که آدم‌ها در این مراسم می‌سازند را حاج‌قاسم و همرزمانش باغبانی کردند. گفتم گلستان، جای سعدی خالی که طریق نجف تا کربلا را ببیند و شاید با بغضی سروده‌اش را بر زبان جاری کند که «سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی؛ عشق محمد بس است و آل محمد.» می‌توان حالاحالاها ادامه داد و گفت که جای چه کسانی خالی است. اصلا جای همه آدم‌های خوب خالی است؛ اما بیش از همه جای یک‌نفر خالی است. جای یک نفر که حرف اولش حسین است و حرف آخرش یالثارات‌ الحسین. جای او که شاید این بی‌قراری مردم مرهمی باشد بر دلش. جای تنها کسی که می‌تواند خطاب به اباعبدالله این‌گونه بگوید: فَلاَندُبَنَّکَ صَباحَاً وَ مَساءً وَ لَاَبکَينَّ عَلَيکَ بَدَلَ الدُمُوعِ دَمَاً…

خدایا! این‌همه مردم سمت ولی تو آمدند، پیاده، پیرهاشان، کودکانشان، در سرما، گرما… نه! اشتباه نشود. من سختی خودخواسته‌ آن‌ها را با مصیبتی قیاس نمی‌کنم که زمین‌ها و آسمان‌ها را با آن قیاسی نیست؛ اما اگر بر سر کریم منت نگذاریم بر سر که بگذاریم؟ تو ناز ما را نخری که می‌خرد؟ می‌گفتم، این‌همه مردم با عشق قدم‌به‌قدم تا کربلا آمدند؛ نمی‌خواهی امسال تو آن ولی حی و حاضرت را سمت ایشان راهی کنی…؟ مردم سختی‌های کوچک راه را به‌روی خودشان نیاوردند و سوی شهید جاری شدند، تو هم گناهان بزرگ ما را به‌ رو نیاور و نور قائم را بتابان… مردم مردمی کردند، تو نیز خدایی کن…خدایا! مردم هرسال دور حرم یک امام آواره شدند… کجاست آن امام آواره‌ ما؟

نویسنده : جواد شاملو |برچسب ها
اربعین , امام حسین (ع) , جواد شاملو , کربلا
به اشتراک بگذارید
https://resalat-news.com/?p=51378
دیدگاه ها (۱)

سالروز_شهادت شهید_حاج_حسین_همدانی_گرامی_باد

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

🖤🌹 السلام علی الحسین علیه‌السلام...السلام علی قلبِ زینب... 🥀...

#سلام_امام_زمانم🔹سلامی بی جواب از جانب مولا نمی ماندسلام مول...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب آفرینش ز غبار قدم توست حسینآسمان س...

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

#باران 🦋🫰🏼دلتنگی هایتان را تایپ نکنید...دلتنگی هایتان را با ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

با شب هایی که یادِ تو دست از سَرم برنمی دارد چه کنم؟!کاش کسی...

بعضی موسیقی‌ها فقط شنیده نمی‌شوند، با تمام وجود حس می‌شوند؛ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط