پارت پنج🍡🍡🍡🍡🤍🤍🤍🤍
فردا صبح همه راه افتادن رسیدن به همون کلبه ای که ارباب گفته بود
اونجا ده تا اتاق داشت برای همه
هر کسی رفت تو اتاق خودش
بعد از ظهر میتسوری صدای یه شیطانو شنید
گفت:گوش کنید!!!! من صدای سه تا شیطانو می شنوم لطفا عجله کنید
همه:ما که چیزی نمی شنویم
تانجیرو:راس میگه منم یه چیزایی می شنوم زود باشید عجله کنید
میتسوری:احساس می کنم رده بالا ان
سانمی:پس بریم کله قرمزی و جوجو و مار گیو و رنگوکو برید یه طرف
ما هم میریم یه طرف زوووووووووووووووووووود باشید😰😰😰😰
گیومی:نامو امیدا بوتسو🗿🗿🗿🗿
بریم....
بقیش برای پارت بعد که گذاشتم💖❤🧡💙
اونجا ده تا اتاق داشت برای همه
هر کسی رفت تو اتاق خودش
بعد از ظهر میتسوری صدای یه شیطانو شنید
گفت:گوش کنید!!!! من صدای سه تا شیطانو می شنوم لطفا عجله کنید
همه:ما که چیزی نمی شنویم
تانجیرو:راس میگه منم یه چیزایی می شنوم زود باشید عجله کنید
میتسوری:احساس می کنم رده بالا ان
سانمی:پس بریم کله قرمزی و جوجو و مار گیو و رنگوکو برید یه طرف
ما هم میریم یه طرف زوووووووووووووووووووود باشید😰😰😰😰
گیومی:نامو امیدا بوتسو🗿🗿🗿🗿
بریم....
بقیش برای پارت بعد که گذاشتم💖❤🧡💙
۱.۴k
۱۸ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.