زمانی که تونیستی لب های خودم مزه زهرمارمیدهد....
زمانی که تونیستی لب های خودم مزه زهرمارمیدهد....
روزگارکه جای خوددارد...
آسمان نباربرف باران تگرگ سوز....
عشق من سربازاست...سردش میشود...
خورشیدزودتربیدارشو...عشقم بعضی شب هاتاصبح بیداراست...
خوابشم می آید...
زمستان برایم خودنمایی نکن...
من شب هابدون آغوشش خوابم نمیبرد...
دل هردویمان برای هم تنگ است ......
روزگارکه جای خوددارد...
آسمان نباربرف باران تگرگ سوز....
عشق من سربازاست...سردش میشود...
خورشیدزودتربیدارشو...عشقم بعضی شب هاتاصبح بیداراست...
خوابشم می آید...
زمستان برایم خودنمایی نکن...
من شب هابدون آغوشش خوابم نمیبرد...
دل هردویمان برای هم تنگ است ......
- ۱۹۹
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط