سناریو سو پارت اخر
ا/ت: جانم؟
سو: دپست پسر داری به یه زبون دیگه گفتم مگه( معلم ریاضیمون به روایت نوشته)
ا/ت: اها ببخشید نه ندارم بهم خیانت کرد
سو: دیدی چطور بهت خیانت کرد؟
ا/ت: اره .....یه روز اتفاقی تو پارک با یه دختر دیگه دیدمش
رفته بودم پیاده روی
ولی...ولی دختره داشت باهاش لاس میزد
درجا اونجارو ترک کردم
سو: پس من بهتر از اون میشم برات
ا/ت: منظورت چیه
سو: یه دوست پسر کامل تر و بهتر حالا منو به غلامی میپذیری خانم ا/ت
نویسنده: ا/ت خیلی اروم میخنده حالا که دلش پیش سو گیر کرده چرا که قبول کرد
و این دو جوجه مرغ تا اخر عمر به خوبی زندگی کردن
سناریو ما تموم شد ولی تو هنوز لایک نکردی🫠
با این کارت عمه رو ناراحت میکنید🥺
سو: دپست پسر داری به یه زبون دیگه گفتم مگه( معلم ریاضیمون به روایت نوشته)
ا/ت: اها ببخشید نه ندارم بهم خیانت کرد
سو: دیدی چطور بهت خیانت کرد؟
ا/ت: اره .....یه روز اتفاقی تو پارک با یه دختر دیگه دیدمش
رفته بودم پیاده روی
ولی...ولی دختره داشت باهاش لاس میزد
درجا اونجارو ترک کردم
سو: پس من بهتر از اون میشم برات
ا/ت: منظورت چیه
سو: یه دوست پسر کامل تر و بهتر حالا منو به غلامی میپذیری خانم ا/ت
نویسنده: ا/ت خیلی اروم میخنده حالا که دلش پیش سو گیر کرده چرا که قبول کرد
و این دو جوجه مرغ تا اخر عمر به خوبی زندگی کردن
سناریو ما تموم شد ولی تو هنوز لایک نکردی🫠
با این کارت عمه رو ناراحت میکنید🥺
- ۴۸.۶k
- ۱۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط