خدا اومدم باهات درد دل کنم چون هر وقت میام پیشت و از درد
خدا اومدم باهات درد دل کنم چون هر وقت میام پیشت و از دردام میگم احساس میکنم سبک میشم به جز تو هم کسی رو ندارم که باهاش از غم هام بگم از غم های سنگین شده رو قلبم میخوای از کجا شروع کنم چطوره حالم و بهت بگم که در چه وضعیه کدومش رو بگم؟؟؟حال روحی یا جسمی از حال روحیم که نگم بهتره فقط در این حد که داغونم خیلی داغون اونقدر که قابل توصیف نیست روحم زخم خودست یه زخم عمیق که اگرم درمان شه بازم جاش میمونه و نمیره بزار از جسمم بگم اونمزیاد تعریفی نیست با هر زخمی که به روحم میخوره قلبم تیر میکشه دارم یقین پیدا میکنم که دریچه های قلبم داره بسته میشه هه بعید نیست تا چند وقت دیگه بستریم کنن و راهی بیما ستان بشم واس پیوند قلب لین قلبی که من میبینم خیلی وقته که دیگه جاش تو جسمم نیست و به درد سطل آشغال میخوره با هر نفس تیر میکشه میترسم نفس بعدی رو که میکشم قلبم از کار بیوفته تا الآنم خیلی هنر کرده که میزنه....از قلبم بگذریم که حالش توصیفی نیست قلبمم از روحم زخم خورده تره....که الگوی ما باشن من اون آدم معمولیات رو میگم میتونن خوب باشن همون طور که تو میخوای من که تا حالا ندیدم راستی چه فرقی داره کسی که تو این دنیا خوب باشه این دنیا واسش جهنمه و اون دنیا بهشت کسی که تو این دنیا بد باشه این دنیا واسش بهشت و اون دنیا جهنم پس به هر حال همشون بهشت رو میبینن یکی تو این دنیا یکیم تو اون دنیا بهشتت رو میبینه پس چه فرقی داره که بد باشم یا خوب؟؟؟ خدایا میتونی خودتو جایه یه عاشق بزاری یا مادری که بچش داره جلوی چشاش پرپر میشه یا فقیری که شاید یه روز در هفته غذا واسه ی خوردن داشته باشه یا دختری که بهش تجاوز شده و مردم اونو به چشم یه فاحشه میبینن میتونی؟؟؟خدایا این همه نا عدالتی رو میبینی و دم نمیزنی پس کی خشمتو به بنده هات نشون میدی زمانی که چند تا آدم پست درحال خرید و فروش دختر به چند تا عرب پست فطرت هستن خدایا کی؟؟؟کی وقتش میرسه که آخرالزمان شه؟؟؟خدایا انساناتو فرستادی زمین که به شیطون نشون بدی عقل دارن و خوب و از بد تشخیص میدنو میان سمتت ولی انسانایی که از جنس خاک به وجود آوردیشون با اومدنشون به این کره ی خاکی زمینی شدن و انسانیت یادشون رفت.یادشون رفته که از جنس خاکن و به خاک برمیگردن اونا از خوب و بد،بد رو انتخاب کردن هه نه بهتر بگم از بد و بدتر بدترین رو انتخاب کردن خدایا من بندت دارم اعتراف میکنم که از جنس خاک نیستم بلکه از جنس آتشم همونی که به آدم سجده نکرد آره من و تمام بیشتر انسان های روی کره ی خاکی از جنس آتشیم و شیطان چون اگر خاک بودیم لطافت داشتیم و بدی برامون وجود نداشت از خوب و خوب تر انتخاب میکردیم نه بد و بدتر اگه از جنس خاک بودیم متوجه حضور تو میبودیم و به خاطر شرم حضورت دنیا رو به گند نمیکشیدیم خدایا من بندت این حرف ها رو به توی خدا زدم کهخشمت رو برانگیزم که باهات درد دل کنم و بگم انسان هات از جنس آتشن و به چه راحتی حاضر به فروختن هم دیگه هستن من بندت اینا رو گفتم که ببینی نه تنها من بلکه همه ی بنده هات از جنس آتشن میدونیم خوب و خوب تر چیه ولی به سوی بد و بدتر میریم. که ببینی چطور بنده هات با زمینی شدنشون خدای خودشون شدن و کم کم در جلد شیطون ظاهر شدن آره بنده هایی که دم از عقلشون زدی و بزرگشون کردی در مقابل شیطان که سجده بزنه به آدمی که عقل و شعورشون از شیطان بالاتره چه طور عقلشون رو به دست شیطان دادن خدایا من بندت ازت شکایت دارم که چرا آدمیزاد رو در مقابل شیطان بزرگ جلوه دادی و خواستار سجده شیطان شدی با بزرگ جلوه دادنت باعث غرور آدمی که در مقابلت پشیزی هم نیست شدی شاید اگر آدمو در مقابل شیطان بزرگ نشون نمیدادی آدمات به خود مغرور نمیشدن و اونقدر احساس بزرگی نمیکردن که فک کنن خدا هستن و تو رو به فراموشی بسپرن شاید اون موقع دنیایی که توش زندگی میکنیم رنگ و بوی دیگری داشت شاید دیگه هیچ ناعدالتی وجود نداشت اگه هم بودبه مراتب کمتر از الآن بود راستی خدایا همه ی بنده هات دم از تنهایی و خوبی میزنن و خودشون رو از جنس خاک میدونن پس کیه اون آدمی که بد و از جنس آتشه پس اون کیه که این دنیارو به گند کشیده واقعا کیه؟؟؟؟
- ۲۰.۳k
- ۲۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط