{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به‌من یک تار مو دادی امانت

به‌من یک تار مو دادی امانت
که بی‌تو سوز دل با او بگویم
مرا تا یک نفس در سینه باقی‌ست
امانت‌دار این یک تار مویم

تو می‌دانی که در هر تار مویی
ز مو باریک‌تر صد راز باشد
اگر مو را زبان آشنا نیست
مرا چشم حقیقت باز باشد

نه پنداری که پیمانی که بستیم
از این یک تار مو محکم نگردد
به‌گیسوی دلاویز تو سوگند
که یک مو از وفایم کم نگردد

تو هم ای روشنی‌بخش حیاتم
نمی‌گویم مرا پیوند جان باش
نمی‌گویم به دردم مرهمی نه
به قدر تار مویی مهربان باش

چو مو باریک باشد رشته‌ی عمر
بیا قدر جوانی را بدانیم
بیا با تار جان پیمان ببندیم
بیا تا پای جان با هم بمانیم.
‌
#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

به‌من یک تار مو دادی امانتکه بی‌تو سوز دل با او بگویممرا تا ...

به من یک تار مو دادی امانتکه بی تو سوز دل با او بگویممرا تا ...

الا ای دلبر زیبا کجاییچراپیش من تنهانیاییتو تنهایی و من تنها...

الا ای دلبر زیبا کجاییچراپیش من تنهانیاییتو تنهایی و من تنها...

خدارا شکرعکس هایی که با تو انداخته بودمطوری ست که نمی توانی ...

خدارا شکرعکس هایی که با تو انداخته بودمطوری ست که نمی توانی ...

خداوندا تو حیرانی؟تو بی دردی؟تو هم مانند من بیدارو شبگردی؟بی...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر #آتش مُیَسَرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط