کاش می دانستم علت تمام بی قراری هایم را 

کاش می دانستم علت تمام بی قراری هایم را 
کاش می توانستم
فراموش کنم هرآنچه را بر من گذشت
ودل بسپارم به هر انچه دارم
امااین بغض سرکش این ناله های بی صدااین اشک های پنهان توان از من گرفته و
فکرم را فلج کرده اند.
می خندم به سادگی یک کودک
اما در درون خویش به نمایش
تلخ این خنده ها می گریم
کسی، چیزی مرا از خودم گرفته
جایی در نا کجا آباد گم شده ام.
منتظرم بی آنکه بدانم این انتظار کشنده برای چیست برای کیست
گاهی دانستن بعضی مسائل چنان تلخ است
که آرزو می کنی کاش هرگز نمی دانستی که دوروبرت چه اتفاقهایی می افتد.
این روزها پشیمانم

از آرزویی که سالها قبل وقتی کودکانه به روزهای آیندهام مینگریستم در سر داشتم
دیدگاه ها (۱)

هآ…از همــه فــَرآموشی هآ…از هَمه بــی اعتمــآدی هآ…کــآش مع...

دلـــَم گرفتــه…از همــه ی بــی تفآوتــی هآ…از همــه فــَرآم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط