intertwined fate of two enemies-part 17
بعد از پیمودن مسیر، به میدان تیراندازی ای که سونگمین همیشه توش تمرین میکرد رسید. وارد اونجا که شد، فقط اونجا فلیکس در حال تمرین بود و خبری از سونگمین نبود
جونگین:پس سونگمین کجاست؟
فلیکس با شنیدن صدای جونگین دست از تیراندازی برداشت و برگشت سمت منبع صدا
فلیکس:چند دیقه پیش رفت یه جایی الان برمیگرده
جونگین:کجا رفته خب؟
فلیکس:نمیدونم گفت یه لحظه میره و برمیگرده
فلیکس خوب هم میدونست که سونگمین الان کجاست. دقیقا همون موقعی که جونگین به سونگمین گفت که داره میاد پیشش، سر و کله ی چان پیدا شد پس سونگمین مجبور شد که بره چان رو دست به سر کنه تا وقتی جونگین نرسیده چون اگر جونگین میرسید و چان رو میدید همه چیز بهم میریخت و دعوا راه میوفتاد.
اونوقتی که چان رسید به میدان تیراندازی، سونگمین سریع دستشو گرفت و از اونجا دورش کرد چون هر لحظه ممکن بود جونگین برسه. نزدیک جایی که میتونست چان رو ببره، یه ساختمان خرابه تقریبا نزدیک بود.
چان:حالا نیاز نبود منو بیاری توی خرابه ها
سونگمین:اگر جونت رو دوست داشتی طرفای من افتابی نمیشدی
چان:چیه فکر کردی من از اون جوجه میترسم؟
سونگمین:کریستوفر بنگ محض یاداوری جونگین باند خودشو رهبری میکنه برخلاف تو یا من که پدرامون رئیس هستن پس الکی ادای ادمای شجاع رو در نیار
چان:تو هم ازش میترسی که میذاری هر کاری میخواد بکنه؟
سونگمین:هر کاری میخواد بکنه یعنی چی؟ اون هیچ وقت مرز هاشو رد نکرده
چان:شایدم تو انقدری ازش میترسی که نمیتونی ببینی از مرز هاش بار ها عبور میکنه
سونگمین:جونگین وقتی میگه عاشقه، همراهش احترام هم میذاره مثل بعضیا نیست که ادعای عاشقی کنن و از مستی من سواستفاده کنه!
چان:سونگمین صد بار بهت گفتم منم اونموقع مست بودم، اگر اینطور نبود که هیچ وقت بدون اجازه ات نمیبردمت خونه ام
سونگمین:جونگین توی مستی هم حد خودشو نگه میداره کریستوفر!
سونگمین برگشت که بره ولی قبلش چان با گرفتن مچش، متوقفش کرد
چان:بذار اینو ازت بپرسم.. تو هم همونقدر که جونگین دوستت داره، دوسش داری؟
سونگمین با این سوال خشکش زد. نمیدونست باید چی جواب بده.
چان:میدونستم... تو اونقدری که نشون میدی به جونگین علاقه نداری نه؟ شاید قبلنا واقعا دوسش داشتی ولی الان احساساتت کمرنگ شدن
سونگمین:اصلا هم اینطور نیست
سونگمین مچش رو از بین دست های چان بیرون کشید و با قدم های سریع از اونجا دور شد
«خوشگلای من، اینکه یکم دیر به دیر میشه اپلود پارت های جدید به خاطر اینه که جدیدا یکم سرم شلوغ شده ولی سعی میکنم از این به بعد زود تر پارت های جدید اپلود کنم به شرط اینکه شما هم لایک کنید من انرژی بگیرم❤»
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #چانمین
جونگین:پس سونگمین کجاست؟
فلیکس با شنیدن صدای جونگین دست از تیراندازی برداشت و برگشت سمت منبع صدا
فلیکس:چند دیقه پیش رفت یه جایی الان برمیگرده
جونگین:کجا رفته خب؟
فلیکس:نمیدونم گفت یه لحظه میره و برمیگرده
فلیکس خوب هم میدونست که سونگمین الان کجاست. دقیقا همون موقعی که جونگین به سونگمین گفت که داره میاد پیشش، سر و کله ی چان پیدا شد پس سونگمین مجبور شد که بره چان رو دست به سر کنه تا وقتی جونگین نرسیده چون اگر جونگین میرسید و چان رو میدید همه چیز بهم میریخت و دعوا راه میوفتاد.
اونوقتی که چان رسید به میدان تیراندازی، سونگمین سریع دستشو گرفت و از اونجا دورش کرد چون هر لحظه ممکن بود جونگین برسه. نزدیک جایی که میتونست چان رو ببره، یه ساختمان خرابه تقریبا نزدیک بود.
چان:حالا نیاز نبود منو بیاری توی خرابه ها
سونگمین:اگر جونت رو دوست داشتی طرفای من افتابی نمیشدی
چان:چیه فکر کردی من از اون جوجه میترسم؟
سونگمین:کریستوفر بنگ محض یاداوری جونگین باند خودشو رهبری میکنه برخلاف تو یا من که پدرامون رئیس هستن پس الکی ادای ادمای شجاع رو در نیار
چان:تو هم ازش میترسی که میذاری هر کاری میخواد بکنه؟
سونگمین:هر کاری میخواد بکنه یعنی چی؟ اون هیچ وقت مرز هاشو رد نکرده
چان:شایدم تو انقدری ازش میترسی که نمیتونی ببینی از مرز هاش بار ها عبور میکنه
سونگمین:جونگین وقتی میگه عاشقه، همراهش احترام هم میذاره مثل بعضیا نیست که ادعای عاشقی کنن و از مستی من سواستفاده کنه!
چان:سونگمین صد بار بهت گفتم منم اونموقع مست بودم، اگر اینطور نبود که هیچ وقت بدون اجازه ات نمیبردمت خونه ام
سونگمین:جونگین توی مستی هم حد خودشو نگه میداره کریستوفر!
سونگمین برگشت که بره ولی قبلش چان با گرفتن مچش، متوقفش کرد
چان:بذار اینو ازت بپرسم.. تو هم همونقدر که جونگین دوستت داره، دوسش داری؟
سونگمین با این سوال خشکش زد. نمیدونست باید چی جواب بده.
چان:میدونستم... تو اونقدری که نشون میدی به جونگین علاقه نداری نه؟ شاید قبلنا واقعا دوسش داشتی ولی الان احساساتت کمرنگ شدن
سونگمین:اصلا هم اینطور نیست
سونگمین مچش رو از بین دست های چان بیرون کشید و با قدم های سریع از اونجا دور شد
«خوشگلای من، اینکه یکم دیر به دیر میشه اپلود پارت های جدید به خاطر اینه که جدیدا یکم سرم شلوغ شده ولی سعی میکنم از این به بعد زود تر پارت های جدید اپلود کنم به شرط اینکه شما هم لایک کنید من انرژی بگیرم❤»
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #چانمین
- ۶.۶k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط