تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

مینا: چرا نمیاد چرا نمیاد؟(داره ناخون میخوره)

اوراراکا: دیر کرده،نکنه دوباره بهش حمله کردن!😨

جیرو: وای نگو!

کیریشیما: آروم باشین...😶

شوتا: ایزوکا خیلی قویه،چیزیش نمیشه...(سرش تو کتابه)

لابد الان یسریا میان میگن وا مگه این نفهمیده بود ایزوکا قبلا پسر بوده؟ و یا از این سوالا💃🗿 باید بگم شوتا کل دو هفته رو خودشو تو اتاق حبس کرده تا این قضیه رو حذم کنه🗿💖 آخر سر هم به این نتیجه رسید که هم اون و هم ایزوکا تو زندگی اول پسر بودن و الان دختر پس موردی نیست🗿💖 حالا بین نگرانی دخترا و نگاه های پسرا که داد میزنه اینا چشونه آرامش شوتا عجیبه...مخصوصا که تا اون روز کلا فکرش مشغول بوده و از اینجاها که بگذریم میرسیم به باکوگو،مثل همیشه پاهاش روی میز بود و ایدا هر از چند گاهی بهش گیر میداد ولی اون برخلاف همیشه خیلی آروم بود،انقدر که کیریشیما شک کرده بود که باکوگو خودشه یا نه؟! در حالی که به قول ضرب المثل معروف《کتاب رو از روی جلدش قضاوت نمیکنن》 درون با‌کوگو غوغایی بود که اصلا قابل مقایسه با نگرانی بچه ها نبود...همهمه و غوغا ادامه داشت تا اینکه در کلاس باز شد و ایزوکا اومد داخل...

ایزوکا: سلام😄 من اومدم! ببخشید اگه---

قبل از اینکه حرف ایزوکا تموم بشه همه ی دخترا ریختن روی سر ایزوکا و با گریه سرزنشش کردن شوتا از اون طرف کلاس برای ایزوکا دست تکون میده و میگه: خوش اومدی
آیزاوا میاد تو کلاس و ایدا همه رو پراکنده میکنه و کلاس شروع میشه

آیزاوا: خب جواب این مسئله رو بگید

مومو: سنسه!....

ذهن باکوگو: اون سالمه...خوبه،حداقل تو راه گیرش ننداختن یا--- وایسا! من چمه؟!💢 چرا برام مهمه!؟💢 ای لعنت بهت دکوی نفله که مغذ منو پر از فکرای اجق وجق کردی💢💢💥

آیزاوا: میدوریا جواب این مساله رو بگو

ایزوکا: میشه ۷۴۶

آیزاوا: خوبه...فقط یادت باشه توی این مساله...

بالاخره زنگ خورد و بچه ها هم قرار گذاشتن برن پاساژ

کامیناری: شاید اونجا بالاخره یکم آرامش باشه😫

جیرو: یوقت برق نگیرتت بابا برقی🤣

کامیناری: هر هر هر🙄

ذهن ایزوکا: ببخشید کامیناری...اونجا هم شاید آرامش نداشته باشین...متاسفم...

ذهن شوتا: ایزوکا انگار...
شوتا: هی ایزوکا چطوره امروز باهم درس بخونیم؟(نگاه معنا دار)

ایزوکا: فکر خوبیه!😄
ذهنش: گیر افتادم...

👩: هی بچه ها! کلاسA1 اومد!

مینا: وای نه فرار کنین!

کیریشیما: ها!؟ برای--

مینا: حرف نزن بدو!

و کلاس A1 تا آخر روز داشتن گرگم به هوا بازی میکردن🗿 مدرسه که تموم شد همه به طور نامحسوس رفتن خونه هاشون و قرار رو گذاشتن فردا ساعت ۹ صبح. توی خونه ی میدوریا هم آرامش نبود! شوتا و ایزوکا توی اتاق در حال مطالعه بودن البته به ظاهر! شوتا داشت از ایزوکا حرف میکشید بیرون که چه خبره! و ایزوکا هم بهش نمی‌گفت🗿 تا اینکه...

شوتا: بگو ببینم فردا چه خبره!؟🤨💢

ایزوکا: هیچی نیست😅

شوتا: اگه بهم نگی آتیشت میزنما!

ایزوکا: هیچی نیست باور کن!

شوتا: قرار نیست که همه چیز رو خودت به دوش بکشی!😕

بعد این حرف شوتا ایزوکا یکم ساکت شد و بعد گفت: درسته...
ذهن ایزوکا : من الان دیگه تنها نیستم...میتونم با یه نفر حرف بزنم...اما اگه...مثل کاچان...شوتا...

۳: چیزی نمیشه

۵: به ما اعتماد کن!

شوتا: خب!؟🤨

ایزوکا: خیلی خب...تو بردی😶...ولی به شرطی بهت میگم که هر کاری بگم انجام بدی!

شوتا: چشم فرمانده!😄

ایزوکا: خب فردا احتمالا دوباره تو بازار سر و کله شیگاراکی پیدا میشه اما اینبار فقط حرف میزنه
ذهنش: امیدوارم...🗿

شوتا: ه-ها!؟ اون!؟ من چیکار کنم؟! کمکت کنم!؟

ایزوکا: 😄 نه....شایدم اگه فقط بچه هارو از من دور نگه داری خوب باشه

شوتا: ولی--

ایزوکا: شَرط شَرطه!😁

شوتا: باشه...😞

ایزوکا: هممم...ببینم کار خاصی توی خونه داری؟

شوتا: نه

ایزوکا: پس به مامانم میگم با مامانت صحبت کنه دوباره شب مانی بگیریم چطوره؟! 😀میتونیم نقشه های فردا رو مرور کنیم!

شوتا: باشه قبوله

فردا پاساژ^

کیریشیما: خب آسمون که صافِ صافه ولی امیدوارم بارون نگیره

کامیناری: چرا باید میومدیم پاساژ سر باز؟😐

جیرو: چون قیمتاش بهتره😐

مینا: اون دوتا هم اومدن!

شوتا: خب...بعد از یکم گم شدن رسیدیم

ایزوکا: ببخشید🍓

شوتا: اشکال نداره

آسویی: خب الان چیکار کنیم؟،قور!

شوتا: بیاین جدا بشیم و ساعت ۱۱ هم همینجا باشیم

کامیناری: ایده خوبیه...اِوا باکو کجا!؟

باکوگو: کسی از شما احمقا جرات نمیکنه دنبال من بیادا!💢💥

کیریشیما: باشه...😶🗿

شوتا: مطمعنی؟(زمزمه)

ایزوکا: آره،فقط حرفه(زمزمه)

مینا: پس بریممم😄💖
دیدگاه ها (۲۵)

سناریو:زخم التیامی/پارت ۵(موقعیت:UA ) (زمان: ۶:۴۲)**نویسنده*...

بازم پارت۹(در عمق نگاه تو)کیریشیما با تعجب نگاهش می‌کرد.&:"ص...

شجاعت در سایه

پارت ۲باکوگو که هنوز دستش روی قلبش بود از گردن دکو جدا شد 《ب...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

ریاکشن

فصل اول | مدرسه آویدقسمت هفتم | داخل کلاس چهارم

پارت ۲ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو انیا توی مدرسه بعد از کلاس ب...

خب ، همونطوری که میبینید.آرت جدیدهاوسی مای هیرو آکادمیام_یه ...

وقتی درسش بد بودو..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط