مرد مست به خانه آمد
مرد مست به خانه آمد
آنقدرمست بود که گلدان قیمتی که زنش به آن خیلی علاقه داشت را ندید و به گلدان خورد و گلدان شکست
پیش خودش گفت حتما زنم فردا واسه گلدون کلی داد و بیداد میکنه همونجا خوابش بردصبح که ازخواب بیدار شد یادداشتی را روی یخچال دید:عزیزم صبحونه مورد علاقتو روی میز چیدم الانم رفتم بیرون تابرای ناهار مورد علاقت چنتا چیز بخرم دوست دارم عشقم”
مرد با تعجب از پسرش پرسید این یادداشت چیه چرا مامانت ناراحت نشده
پسر گفت دیشب که مست بودی مامان بغلت کرد بذارتت روتخت توعالم مستی گفتی خانم به من دست نزن من متاهلم
آنقدرمست بود که گلدان قیمتی که زنش به آن خیلی علاقه داشت را ندید و به گلدان خورد و گلدان شکست
پیش خودش گفت حتما زنم فردا واسه گلدون کلی داد و بیداد میکنه همونجا خوابش بردصبح که ازخواب بیدار شد یادداشتی را روی یخچال دید:عزیزم صبحونه مورد علاقتو روی میز چیدم الانم رفتم بیرون تابرای ناهار مورد علاقت چنتا چیز بخرم دوست دارم عشقم”
مرد با تعجب از پسرش پرسید این یادداشت چیه چرا مامانت ناراحت نشده
پسر گفت دیشب که مست بودی مامان بغلت کرد بذارتت روتخت توعالم مستی گفتی خانم به من دست نزن من متاهلم
- ۴.۳k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط