{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنگ زدم به نیازمندی های همشهری

زنگ زدم به نیازمندی های همشهری
گفتم بنویسید :
به یک تو نیازمندم ...
حالا از صبح هزاران تو به من زنگ میزنند
که هیچ کدام شان تو نیستند !
یا من آنقدر خوب هستم
که همه میخواهند تو ی من باشند
یا تو آنقدر محشر هستی
که همه دوست دارند جای تو باشند
اما هر چه که هست مهم من هستم !
چون به هیچ کس جز تو
عمرا تو نمیگویم !
الکی که نیست جانم
من برای اینکه شما را
تو صدا کنم
سیاهی شقیقه هایم را
از دست دادم ...
آهـــای تو ... !
اعتبار آگهی فردا تمام میشود
نمیخواهی به من زنگ بزنی ؟
نمیخواهی مرا از این نیازمندی
خلاص کنی ؟
آهای تو ... !
فکر من اگر نیستی
لااقل به فکر آبروی من باش !
چون من قبل از تو
ثانیه ای نیازمند نبودم ...
دیدگاه ها (۳۰)

فرصت زندگے ڪمهبزرگوارتر از آن باش ڪه برنجیو نجیب تر از آن با...

ما تماشاچیانی هستیم،که پشت درهای بسته مانده ایم!دیر آمدیم؛خی...

گفته بودیشعری برای تو بگویمچه بگویم؟!تو خودِ شعریشاعرتخداستو...

‏چيه اين كلمه ى '' بمون '' ؟؟ ‏كه وقتى ميشنويش انگارى دنيار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط