{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم خسته و افسرده و زار

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

 

می برم، تا که در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه عشق

زینهمه خواهش بیجا و تباه

 

می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو، ای جلوه امید محال

می برم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 

ناله می لرزد، می رقصد اشک

آه، بگذار که بگریزم من

از تو، ای چشمه جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

شب و روزگار خوش
o_O
دیدگاه ها (۶)

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا می ...

.می‌روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویشبخدا می‌برم...

می‌روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویشبخدا می‌برم ...

می روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویشبخدا می برم ...

می روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویشبخدا می برم ...

فروغ فرخزاد.می روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط