{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح امروز کسی گفت به من:

صبح امروز کسی گفت به من:
تو چقدر تنهایی !
گفتمش در پاسخ:
تو چقدر حساسی ؛
تن من گر تنهاست،
دل من با دلهاست،
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم،
یادشان دردل من،
قلبشان منزل من...!
صافى آب مرا ياد تو انداخت، رفيق!
تو دلت سبز،
لبت سرخ،
چراغت روشن!
چرخ روزيت هميشه چرخان!
نفست داغ،
تنت گرم،
دعايت با من!
روزهايت پى هم خوش باشد ...
دیدگاه ها (۱)

شروع صبح دل انگيزت به خیر دوست من...بی خیال نداشته هایت..بی ...

صبحی زیبا ... اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، ب...

گریه می کنم به احترام تو ... میشه چشماتو بهم قرض بدی جا...

پای نرفتنم درد می کند. زیر سنگینی این همه نگاه پرسشگر که سرا...

صبح امروز کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ:تو چق...

صبح امروز کسی گفت به من:تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ:تو چقد...

صبح امروز کسی گفت به من؛ تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چق...

. صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ :تو ...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش ...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط